آداب و رسوم
ادبيات و فولگلور مردم منطقه در زمانهاي قديم
اصولا هر ملتي و قومي براي خود ضربالمثلها و تمثيلاتي دارد. بعضي علاوه بر كاربرد در آن جامعهدر جوامع ديگر نيز گاهگاهي بكار ميرود. در اين راستا آذربايجانيها تمثيلها و ضربالمثلهاي جالب وآموزندهاي دارند. گاهگاهيدرسخنان و گفتگوهاي محاورهاي ميآورند بدون شك چون گرگر هم جز, كوچكي از آذربايجان محسوب ميشود ضرب المثل ها و چند بيتيها در اصطلاح تركها(بايتلار) در گرگرنيز سوا و جدا از باياتيها و ضربالمثلهاي آذربايجاني نيست فقط بعضي مواقع مختص خود گرگرميباشد و در مابقي عمومي است. و امكان فراوان است كه در ديگر نقاط ايران نيز اين ابيات بكار رفتهباشد.
باياتيها
كمچي داغم شاه داغمگرگردن كئده مرنده
باشي كولا كلي داغمتماشادي گلندهعمري
سويي ياشاسنمنه سن تحفه گتور
اعتقادات وباورهاي مردم
مردم منطقه در قديمالايام عقايد و اعتقادات مختلفي داشتند. مخصوصا"زنان نسبت به اين موضوعبيشتر از خود حساسيت نشان ميدادهاند. در فصل بهار وقتي باران بحد كافي نبارد و زمينيان شامل حالرحمت خداوندي قرارنگيرند اين عقيده است بايد افراد پاك و مومن به درگاه خداوند دعا بكنند وازخداوند بخواهند كه رحمت خويش را بر زمين نزول كند كه همان به مسجد رفتن مردم است. همچنينسيدي را به جلو ميفرستد و به احترام خاص علم را در دست او قرار ميدهند و مردم رهسپار مسجدمحل ميشدند خداوند شايد بخاطر آن سيد باران نصيب زمين نمايد. همچنين بچهها يك كاسه در دستگرفته و با قاشق در حاليكه به كاسه ميزنند و در كوچهها راه ميافتند و اين شعرها را ميخوانند.
نرگس خاتون نه ايستيالله دان ياغيش ايستي
الي قولي وار اولسونبيرجه قاشوق سو ايستي
در هر خانهاي را ميزدند و از صاحب خانه وسايلي براي پخت و پز آش نذري لازم است. ميگيرند وهر كس بنابه قدرت مالي خويش در اين راه كمك ميكنند. بعد زنان در يك محله كه مناسب باشد جمعميشوند و بساط پخت و پز را فراهم ميكنند و آش ميپزند و به هر كس كاسهاي ميدهند و از اوميخواهند كه قبل از خوردن دعا بكنند كه باران ببارد و يا سيدها را به زير ناودان ميبرند تا دعا كنند وظرفي را پر از آب كرده و از ناودان به پايين ميريزند.
مردم بر اين عقيده هستند كه هنگام رعدوبرق نبايد زير درخت گردو خوابيد و نيز نشستن در زيردرخت بيد مورد توجه عموم مردم است. مردم اين محل به هيچ وجه از چوب درخت توت استفادهنميكنند. و اگر بنابه عللي درخت توت را قطع ميكنند معتقدند كه بايد چوب آن را به مسجد و يا سيدداد. به همين علت تا دهه قبل درختان تنومند توت در حياط عده, زيادي از اهالي به چشم ميخورد.عده ديگر معتقدند كه چون در قديم مردم به پرورش كرم ابريشم مشغول بودند و غذاي كرم ابريشم نيزبرگ درخت توت بود پس با بريدن درخت توت غذاي براي كرم ابريشم يافت نميشد. به همين علتاهالي نسبت به درخت توت حساس بودند.عقيده بر اين است زن حامله نبايد در خسوف وكسوف از اتاق بيرون بيايد و نگاه كند در اين هنگام بهبيرون بيايد و دستش را به هر كجاي شكمش كه بگذارد اثر دستش بعد از تولد بچه به صورت قرمز رنگدر بدن بچه نمايان ميشود. در زمان قديم اگر نو عروس نتواند در خانه بماند يا داماد نتواند نوعروس راتحمل كند بايد هر كدام از طرفين را درمان بكنند كه بدين نحوست كه فرد نامبرده را همراه با مادر وخواهر و برادر و نزديكانش در شب تاريكي به قبرستان ميبرند و بر سر قبر سيد بزرگ حمامش ميكنند تانسبت به زن و يا شوهرش محبت پيدا بكند. گويند اگر مردي نسبت به اهل خانوادهاش مهربان نباشددعاي محبت(محبت دعاسي) براي وي نوشته و آن را در خانهاش پنهان ميكنند تا فرد در جايي به جزخانه خود قرار نگيرد.
بريدن ناف نوزاد
همين كه نوزاد بدنيا آمد ماما ناف او را ميبرد بعد نوزاد را با آب ميشويند و دفعه آخر گلاب به آبميريزند تا بچه معطر و خوشبو شود. بنابه عادت معمول و بخصوص كه دفعه اول زايمان زن باشدنزديكان زائو هر كس به قدر توانايي خود پولي به ماما به عنوان نافبران ميدهد. پس از آنكه نوزاد را دربستر خواباندند در بعضي جاها موسوم است آتش روشن ميكنند تا اجنه و شياطين از نوزاد و زائو دورباشد و به آنها صدمه وارد نكند. بالاي سر نوزاد قند و مقداري نان ميگذارند تا در آينده گفتارش شيرين وثروتي زياد و عمرش طولاني و پربركت باشد. اولين بار قند داغ يا شكر و كره را بهم مخلوط كرده و بهنوزاد ميدهند.
نامگذاري
پس از گذشت نه روز از تولد كودك از خويشان نزديك دعوت ميشود تا در مراسم اسمگذاري نوزادشركت كنند. پس از خوردن چاي و شيريني ميوه با خوشي و شادي مراسم نامگذاري انجام ميشود. پساز اينكه اسم تعيين گرديد ماما به گوش نوزاد اذان و اقامه ميخواند بعد نوزاد را به نفر سمت راستخودش ميدهد و آن هم به نفر بعدي تا همين ترتيب نوزاد دست به دست ميگردد تا به دست نفر اوليبرسد در مراسم نامگذاري بخصوص كه اگر اولين زايمان زن باشد هركس بقدر توانايي خود براي مادر ونوزادش هديه مناسب ميآورند.
دندان درآوردن بچه
در منطقه جلفا بمحض مشاهده اولين دندان شيري كودكان خويش(ديش هديگي) ميپزند و مواد آنمخلوط گندم و نخود و شير ميباشد. معتقدند اگر ديش هديگي را به موقع بپزند دندانهاي بعدي به آسانيبيرون آمده و سفت و محكم ميشوند. و پس از آماده كردن و پختن آن هر يك جهت اطلاع فاميل وهمسايگان هر يك را بين آنها تقسيم ميكنند. آنها نيز در عوض يك جفت جوراب و پارچه و...براي بچههديه ميكنند. زيرا معتقدند كه خالي برگرداندن ظرف ديش هديگي كار خوبي نيست اگر كودكي اوليندندان شيري خود را از قسمت فك بالا در آورد در اينصورت بايد پدرش قرباني ذبح كند و آن هم بستگيبه قدرت مالي خانواده دارد.
مراسم عزاداري سيدالشهدا(عليه اسلام)
مردم اين محل جهت عزاداري سيدالشهدا)ع( از اول ماه محرم سياهپوش شده و دستههاي عزاداريرا تشكيل ميدهند اين مراسم از اول ماه محرم تا روز سوم شهادت آن حضرت بطول ميانجامد. نخستينروز ماه محرم اهالي هر محله بطور جداگانه در مسجد محل جمع شده و پس از يادگرفتن نوحهمخصوص آن روز )ورد( بحالت نوحه خواني و سينهزني و زنجيرزني به سوي مساجد روستا و نقاطشهري بحركت در ميآيند. اين مراسم تا پاسي از شب ادامه مييابد.
ترتيب مراسم عزاداري
مردم دستهدسته در مساجد جمع ميشوند و پس از يادگرفتن نوحه مخصوص آن روز كه آن را ورد ميگويند از مسجد خارج شده و پس از عبور از محلات در حال سينه زني بطرف مساجد براه ميافتند.وقتي كه دستهها به ميدان جلو مسجد ميرسند با رعايت نوبت وارد مسجد شده در آنجا نيز به اجرايمراسم نوحه خواني و سينهزني و زنجيرزني ميپردازند. در روز تاسوعاي سيدالشهدا اتاقكي را بنامخيمه تزئین ميدهند. و آن را از اول صبح تا موقع عصر به همراه عزاداران در تمام مساجد و حتي بخانهكسانيكه اولين سالگرد فوت يكي از اعضا خانواده است ميگردانند.
صبح روز عاشورا دستههاي حسيني در مساجد جمع شده و پس از گذشتن از تمام محلات و مساجدو اجراي مراسم سينهزني و زنجيرزني در نقاط مختلف شهرستان جمع شده تا ظهر در اجراي مراسمتعزيه و شبيهخواني شهداي كربلا شركت ميكنند. در شب عاشورا در مسجد محل جمع ميشوند ومراسم شام غريبان برگزار ميكنند. در روز عاشورا در بعضي از نقاط در شهر هاديشهر و روستا ها احسانميدهند. در مراسم شام غريبان چراغ روشن نميكنند بلكه در تاريكي به عزا مينشينند و معتقدند كهاسراي كربلا در اين شب در تاريكي مانده بودند.
شبيه خواني
شبيه خواني از قديمالايام در اين بخش چه در روستاها و مناطق شهري رواج داشته و هنوز هم ادامهدارد. شبيه خواناني كه مخصوص اين كار تعليم يافتهاند در مراسم عاشورا و همچنين در اربعين حسينيبه ايفاي نقش ميپردازند بازيگرها نقش خود را نوشته(مكالمه نامه با شعر) از روي نسخهاي كه در دست دارند بهآواز ميخوانند سوال و جواب هم رعايت تناسب آوازها با يكديگر ميشد. مثلا اگر امام يا عباس سوال وجوابي داشت و امام شور ميخواند و عباس هم بايد جواب خود را در زمينه شور بدهد. فقط مخالفخوانها از سرلشكران و افراد و امرا با صداي بلند و بدون تحرير شعرهاي خود را با آهنگ بلند و پرخاشادامه ميكنند. در سوال و جواب با مظلومين همهمین رويه را داشتند. لباس شبيه سيدالشهدا (امام حسين)بقاي داشته سفيد شال و عمامه سبز عباي ابريشمي شانه زردي سبز يا سفيد. شمشير بدست ميگرفتشبيه امامان هم جداگانه هر كدام لباس مخصوص خود را ميپوشند و شمشير بدست داشتند. هر كدام ازاين ایاران امام روانه ميدان ميشدند و شجاعت و رشادت و جوانمردي را ادا مينمودند. و به ايفاي نقشخود ميپرداختند. لباس اميرهاي مخالفين مانند يزيد ابنسعد شال بر سر بود رنگ لباس قرمز بود.جنگجويان طرفين همگي داراي زره و كلاه خود بودند. برگزاري مراسم عاشوراي حسيني و اربعينحسيني در هاديشهر و روستاهاي زاويه و ليوارجان با شكوهتر برگزار ميشود و همه ساله تعداد زيادي ازجمعيت جهت تماشاي مراسم به آن روستاها عزيمت مينمايند. رسم است كسانيكه
درشهرهای دیگر جهت انجام مراسم به زادگاه خود می آیند
جشنهاي ملي و مذهبي
الف- جشنهاي ملي
جشنهاي ملي عبارتند از چهارشنبه سوري، عيد نوروز - سيزدهبدر ـ شب يلدا ـ 22 بهمن ـ 12فروردين در منطقه جلفا مانند ساير نقاط ايران مراسم ملي برگزار ميكنند. مراسم چهارشنبه سوري كهآخرين چهارشنبه سال ميباشد در بين كودكان اهميت خاصي دارد.
چهارشنبه سوري
يكي از سنتهاي باستاني ايرانيان برگزاري جشن چهارشنبه سوري بوده در اين شهرستان مثل سايرنقاط ايران مردم پس از غروب آفتاب در اكثر روستاها و مناطق شهري در پشت بام آتش روشن ميكنند.در شهر نيز بچهها در كوچه و محله آتش روشن ميكنند. زنان و دختران و كودكان در اطراف آتش جمعميشوند و از روي آن ميپرند و زنان در پشت در ايستاده و كليد مياندازند و براي فال گرفتن به سخن اولين ندا دهنده فال خود را تعيين ميكنند. عصر چهارشنبه سوري براي دختران نامزد از خانه دامادخونچهاي فرستاده ميشود. در آن خوانچه آجيل ـ شيريني ـ حلوا ـ پلو دم كرده با خورشتهاي مختلفقرار ميدهند. همچنين صبح روز چها ر شنبه آخر سال قبل از طلوع آفتاب كودكان وزنان و جوانان به كنارچشمه ميروند. كوزه آبي كه روز قبل آماده كردند. با آب پركرده به خانههاي خود ميبرند و از روي آبميپرند و ميگويند
آتيل باتيل چهارشنبه بختيم آچيل چهارشنبه
هم چنين جوانان و بچهها در اين شب براي شال انداختن از پشت بام و يا از درب خانهها اقداممينمايند. صاحب خانه شال را از شيريني و ميوه پر ميكنند، و بچه ها هم با كشيدن آن، آن را بر ميدارند.بچهها لباسهاي تازه خود را كه والدين آنان بمناسبت ايام عيد نوروز تهيه كردهاند ميپوشند و با شاديوصفناپذير جهت گرفتن چرشنبهلخ به بازديد بزرگان ميروند بچهها از بزرگان خود پدربزرگ ومادر بزرگ ، پدر، عمو، ودايي، و خاله و ديگر خويشان چرشنبهلخ ميگيرند و از اين پولها براي خودخوردني ميخرند.
عيد نوروز
در اين منطقه عيد نوروز را مانند ساير نقاط آذربايجان با شور و شعف استقبال ميكنند. عيد نوروزعيد باستاني ايرانيان است. ديد و بازديدهاي نوروز كينهها و كدورتها را از ميان بر ميدارند. چند روز قبلاز فرارسيدن عيد نوروز خانهتكاني را شروع ميكنند.
تمام فرشها و گليمها و پردههايي را كه در طول سال در اثر دود توليد شده كثيف شدهاند تميز ميكنندو براي عيد نوروز آماده ميكنند افراد قبل از فرارسيدن عيد نوروز در فكر تهيه لباس نو براي خود وخانواده ميباشند. در زمانهاي قديم پس از فراغت از خانهتكاني، باگل سفيدي كه تهيه ميكردند اتاقها رابا آن سفيدكاري مينمايند تا در عيد نوروز از بازديدكنندگان در خانه تميز پذيرايي كنند در هفته هايآخر سال زنان به فكر سبزكردن گندم ـ جو ـ عدس ـ در بشقاب و كاسه و سيني ميافتند و آن را نشانهفرارسيدن بهار و سرسبز شدن مراتع و مزارع ميىانند. و آن را تا سيزدهم فروردين ماه در خانه نگهداريميكنند. در تحويل سال نو با لباس تميز و نو در سر سفرههاي هفتسين در خانه مينشيند.ديدوبازديدها شروع ميشود و تازه دامادها با كلهقندي به ديدن پدرزن و مادرزن خود ميروند كودكانهم از اقوام نزديك خود ديدن كرد. و عيدي خود را كه پول و تخم مرغ رنگي و جوراب است از بزرگخانواده بعنوان عيدي ميگيرند. نوجوانان هم در سر كوچهها به بازي مشغول هستند اصليترين وزيباترين مراسمي است كه برگزار ميشود.
سيزدهبدر
سيزدهبدر آخرين روز جشنهاي نوروزي است. مردم اين شهرستان به پيروي از سنن باستانيمعتقدند كه روز سيزدهبدر يعني روز سيزدهم فروردين ماه بايد از خانه بيرون رفت و به باغ و صحرا مي روند تا خستگي اين روزها را در ميان سبزه و گل در دامان طبيعت از تن خود بيرون كنند. به همين علت تدارك روز سيزده رااز چند روز قبل فراهم نموده و صبح روز سيزده مرد و زن وسايرافراد خانواده خصوصا" در ميان كودكان بيشتر قابل توجه است. وسايل خورد و خوراك را بر ميدارند و دسته دسته رو به صحرا و باغها ميگذارند. دختران دم بخت به گره زدن سبزه مشغول ميشوند. چون مرسوماستگره زدن سبزي بخت دختران را باز ميكند. در اين روز زنان و دختران با لباسهاي رنگارنگ و زيباهمراه با سرپرست خانواده در كنار سبزه آب در دامن كوه يا گوشهباغ بساط سفره سيزده را پهن ميكنند،آجيل و شيريني ميخورند و برنامههايي را در اين روز به اجرا در ميآورند. براي نمونه ذكر ميشود تاببازي، تخم مرغ بازي، رقص و شادي زنان و دختران و كودكان.
شب يلدا (چله گجه سی)
شب يلدانخستين شبي است كه در آن مردم فصل پاييز را پشت سرگذاسته و ميخواهند با چهره سفيدزمستان روبه رو شوند. شب يلدا از بلندترين شبهاي سال است. از قديم در خانوادهاي ايراني رسم استكه در اين شب انواع ميوه و شيريني را تهيه كرده و دور هم جمع ميشوند.
بزرگ خانواده هم با گفتن قصه و مسايل ديگر كودكان را سرگرم ميكنند. ضمن صرف شيريني وميوهجات اين شب را به پايان ميرسانند. در ميان ميوهها هندوانه بيش از ساير ميوهها مورد توجه عموممردم است از مراسم زيبا و پسنديده اين شب فرستادن خونچه ميوه، لباس، حنا از طرف دامادبراي عروس است. در اين خونچه انواع ميوهها از قبيل انگور، خربزه، سيب، هندوانه وجود دارد و طبقمراسم خاصي به خانه عروس ميفرستند.
ب-اعياد و جشنهاي مذهبي
اعياد مذهبي عبارتند از عيد فطر، عيد قربان)اضحي( ـ عيد غديرخم ـ مبعث رسول اكرم ) ص( وتولد امامان
عيد فطر
در روز اول ماه شوال هر سال برگزار ميكنند مردم مسلمان و روزهدار اين شهرستان بعد از يك ماهروزهداري در اول شوال پس از پايان نماز عيد فطر به ديد و بازديدهاي خانوادگي ميروند. و اطاعاتقبول ميگويند و آن روز را به شادي و خرمي ميگذرانند. در اين روز افرادي كه از خويشان آنها كسي فوتنموده در قبرستان دفن گرديده به قبرستان ميروند و يادي از آنها ميكنند. و قرآن ميخوانند.
عيد قربان(اضحي)
عيد قربان يكي از اعياد بزرگ و مهم مسلمانان جهان به شمار ميرود. در ميان تركان (قربان بايرامي)معروف شده است در روز دهم ذيحجه هر سال مردم گوسفند را براي قرباني كردن انتخاب ميكردند. وچشمهاي قرباني را سورمه ميكشيدند و به پيشاني آن آيينه كوچكي ميآويختند و به گردن و گوشهايش دستمال ابريشم رنگارنگ ميبستند. و با اين مراسم با شكوه به قربانگاه ميآورند ،پس از خوراندن آب وخواندن دعا قرباني آن گوسفند را ذبح ميكردند. اما امروزه اين مراسم بدون انجام تشريفاتي صورتميگيرد. از مراسم ديگر اين روز، براي دختران نامزد گوسفندي از طرف خانواده داماد فرستاده ميشود.نوع ديگر قرباني كردن در اين بخش قرباني نذري ميباشد كه مردم پس از برآورده شدن نيازشان ذبحمينمايند