
با تشکر از: آقای داود رضی زاده گرگری
مرحوم میرزا عباس رضی زاده ی گرگری به سال 1282(ه .ش )در گرگر به دنیا آمد . پدر ایشان مرحوم میرزا رضی و مادرش مرحومه شهربانو دخت مرحوم محمد یاور علمداری (از افسران قاجار) بوده است .
ایشان پس از 83 سال زندگی در سال 1360(ه.ش) وفات یافته و در مسقط ارس خود به خاک سپرده شد ه است .
تحصیلات :
مرحوم میرزا عباس در هفت سالگی _ و یا شاید کمتر جهت تعلیم دروس ابتدایی به مکتب مرحوم سید فرج که در آن زمان گویا مکتب پر رونقی بوده رفته و شروع به تحصیل کرده و در نهایت با اتمام نصاب الصبیان ابونصر فراهانی تحصیلات مکتب خانه ای خود را به پایان رسانیده و جهت ادامه ی تحصیل به تبریز که در آن زمان دار الولایه خوانده می شد با درایت و راهنمایی عموی خود میرزا رضا وثوق لشگر که خود از فرماندهان بزرگ قاچار بوده عزیمت کرده و در مدرسه ی طالبیه آن شهر که در شهرت ادبی برابرمدارس مشهد مقدس بوده اقامت گزیده و شروع به فراگیری دانش های مرسوم حوزه کرده .
تخصص اصلی ایشان ادبیات عرب بوده و علاوه بر متون معمولی حوزه های های علمیه ی نظیر صرف میر،الهدادیه ،صمدیه ، صیغ المشکله و ..... متن الضیه ابن مالک نحوی را که هزار بیت شعر در صرف و نحو عربی است از حفظ داشت و همین حفظ الضیه سبب شده بود که آن مرحوم به شرح ابن عقیل ،السیوطی ،الغنی و المطول که از کتابهای لستدلالی و عالی ادبیات عرب بشمار می آیند کاملا مسلط باشد.
نا گفته نماندکه نامی ترین استاد نحوی ایشان مرحوم میرزا علی اکبر اهری معروف به نحوی بوده که شخصیتی نظیر ادیب اول در خراسان بوده است . بعد ها مرحوم سید حسن قاضی طباطبایی نیز متون پایه ای عربی را نزد مرحوم اهری به تلمذ نشسته بود. مرحوم میرزا عباس علاوه بر متون حوزوی متن قران کریم و نهج البلاغه را از حفظ داشت و در ضمن به تفسیر قران کریم آنهم به شیوه ی ادبی و روایی نیز کاملا تسلط داشت و همین طور بخش اعظمی از بوستان و گلستان سعدی را ازحفظ بود.
علاوه بر ادبیات عرب ایشان با علومی از قبیل منطق ،فلسفه و فقه کاملا آشنا بود و به ویژه در منطق بعضی از متون را ازحفظ بود مانند منطق الاکبری (فارسی) و تهذیب المنطق تفتازانی و حاشیه ی ملا عبدالله و.......
خدمات در محل تولد :
ایشان به اتفاق مرحوم حاجی میر حسین موسوی و حاج میر علی اکبر ضیایی و حبیبالله شاپوری برای تشکیل خانه ی انصاف (شورای شهر فعلی ) انتخاب و اقدام به تاسیس شهرداری و دبیرستان پسرانه ی فردوسی گرگر و شرکت تعاونی روستایی بسیار زحمت کشیده و در حقیقت بخش اعظم کارهای اداری یاد شده را به تنهایی به انجام و اتمام رسانیده است .
تدریس:
متاسفانه آن مرحوم به علت اشتغال به کارهای کشاورزی دیگر فرصتی جهت تدریس نداشته و تعدادی از فرهنگیان قدیم نظیر جاج حسین قلی سیرانی و حاج حبیب الله شاپوری و علاقه مندانی همچون حاج رضا امیری از محضر ایشان در ادبیات عرب و علوم قرانی و بعضا تفسیر النهج البلاغه بهره مند شده اند .
شاگرد نامی ایشان که هم فرهنگی بوده و هم تحصیلات خود را در معارف اسلامی ادامه داده استاد محمد تقی پویان می باشد که فعلا دوران کهولت خود را در مشهد مقدس می گذراند .
مرحوم استاد دکترمحمود پدیده که چند سال پیش درگذشت از ارادتمندان آن مرحوم بوده و بارها جهت دیدار ایشان به گرگر آمده و بخشی از مصاحبات آن دو ضبط شده است . مرحوم دکتر پدیده از تسلط ایشان به لغت عرب ـ متن و تفسیر قران کریم بارها و بارها اظهار شگفتی کرده و او را حتی قدرتر از استاد سید حسن قاضی طباطبایی خوانده است.
نویسنده ی وبلاگ شهرستان جلفا وظیفه ی خود می داند که بزرگوارانی همچون مرحوم میرزا عباس رضی زاده ی گرگری را که باآن هم معلومات و وارستگی در نهایت گمنامی زندگی کرده اند و تا به امروز هیچ یادی از آنها نشده است به جامعه معرفی نماید شاید در مقابل آن همه بزرگواری قدم کوچکی برداشته باشد .


روز جمعه 26/5/86 مراسم با شکوهی در محل کانون مسجد جامع جنوب هادیشهر با شرکت جمعی از اهالی و روحانیون برگزار شد . عکس مراسم اهدای جوایز را نوسط حجت الاسلام مهدینژاد نشان میدهد.
این وبلاگ با بیش از نزد یک به پنج هزار بازدید کننده آماده انعکاس کلیه رویداد های منطقه میباشد . در صورت نیاز در قسمت نظرات وبلاگ یاداشت بفرمایید.
در ضمن یک سالگی وبلاگ نرگس ، وبلاگ خوب شهرستان جلفا وشروع بکار وبلاگ تخصصی گونش ( معماری) را در این روزهای خوب جشن وسرور تبریک میگویم






اعیاد مبارک شعبانیه را تبریک عرض نموده و در این ماه مبارک بر همگان سلامتی و سعادت آرزو مینماییم ، امید که همه ی ما از فیوضات این ماه بهره مند شویم .
این آهنگ زیبارا هم در وصف آقا امام عصر تقدیم میکنم
محصولات دشت گوردیان جلفا در انتظار سردخانه و...
موریس موتر لینک در مورد زندگی زنبور ها و مورچه ها مطالب جالبی نوشته است . زنبورهاحیوانات باهوشی هستند آنها الویت و ضرورت را سرلوحه ی کار هایشان قرار داده و میدهند . عکس زیر را نگاه کنید








این زنبور های زیرک بغل گوش انگور هایی که در حال رسیدن هستند سخت مشغول ساختن کندو هستند حتما تا انگور ها کامل برسند ساختن کندوی آنها هم تمام شده است . و آنها به جمع آوری شیره ی انگور ها مشغول خواهند شد و سهم خودشان را ، شاید هم بیشتر از سهم خودشان برداشت خواهند نمود
افراد بسیاری در این دشت پهناور به فعالیت شبانه روزی مشغولند و در تولید محصولات باغی حداکثر تلاش خود را میکنند (و بزودی ، دشت گل فرج پهناور تر از گوردیان ببار خواهد نشست ) هر یک از این دشت ها در جوار منطقه ی آزاد اقتصادی ، تجاری ارس محصول به بازار عرضه خواهند کرد .
چون زنبورها احساس کردند که انگور ها در حال رسیدن هستند کندو هایشان را در نزدیک ترین نقطه به منبع تولید مواد اولیه می سازند و برای اینکار زمان ، فاصله، .... و شرایط دیگر را هم که شاید به عقل ما نمی رسد در نظرمی گیرند .
ولی الان چند سال است که دشت گوردیان محصول می دهد و شنیده ام که بعلت نبودن امکانات .... مقداری از محصولات خراب و ازبین می رود ما که اشرف مخلوقات هستیم و دارای هوش سرشار و قدرت تفکر و تعقل مان بیشتر از زنبور ها می باشد تا به امروز که این مطلب نوشته میشود کوچکترین اقدامی در مورد ایجاد کارخانه های بسته بندی ، آبمیوه سازی ،کمپوت سازی، رب ، خشک بار و.... و حتی سرد خانه صورت انجام نداده ایم .
حال اگر مسئولینی از منطقه این مطلب را می خوانند در این مورد اقدامی عاجل نمایند و در منطقه با مشارکت بخش خصوصی ، سرد خانه و دیگر صنایع تبدیلی ایجاد نمایند تا هم محصولات باغداران بنحو احسن عرضه شود و هم اشتغال زایی برای جوانان منطقه و کشور ایجاد شود و از این طریق از حیف و میل برکت خدا جلوگیری شود . به امید مساعدت بیشتر مسئولین ......
انشاالله
3 – آنگونه که از تعاریف و توصیفات آتشکده و آتشگاه که در بالا آورده شد بر می آید و اندازه و ابعاد آتشکده های منقوش بر سکه های شاهان ساسانی که در زمانشان آتشکده ها در اوج خود بودند و مقایسه آن با قد و قواره افراد ایستاده در کنار آنها در عکس سکه های مذکور و در نظر گرفتن بزرگی وسعت آتشکدۀ هموطنان زردشتی که هم اکنون در شهر یزد روشن و دایر است ، حتی تصور خاکستر حاصل از سوخت هیزم در هر یک از آنها در اندازه چند ده متر عرض و طول ، چه رسد در چند صد متر با منطق وعقل اصلا" سازگاری و مطابقت ندارد .
4 – چرا در جاهای دیگر ایران حتی نزدیک آتشکده های بزرگ نظیر آذرگشنسب واقع در تکاب زنجان که وجود آنها از نظر عام و خاص قبول گردیده است ، چنین تپه های خاکستر یا کئول تپه وجود ندارد ؟.
5 – در دین زردشتی خاک سپاری مردگان مرسوم نبوده است و بخش وندیداد اوستا به
به نکوهش این کار و سوزاندن مرده ها پرداخته است و در آن گفته شده بنا بر دستور اهوامزداجسد مردگان باید در بالاترین نقاط گذارده شود تا خوراک حیوانات شود( 7).
این در حالی است که همین جکسون امریکایی که بنا به نوشته چنین کسانی ، نویسندگان و حتی پژوهندگان ایرانی بدون هیچگونه فکر چون و چرا آتشکده بوئن این تپه هارا قبول و در نوشته های خود می آورند ، صحبت از وجود خمره های حاوی اسکلت انسان در کئول تپه ها که آنهارا آتشکده زردشتیان مینامند میکند که وجود این گورخمره ها ، با آنچه در بالا از ومدیداد نقل شد ، در تضاد است .
اما ماهیت و وجود تپه ها چیست؟
همانگونه که در گزارش باستانشناسی مربوط به کئولان تپه علمدار گرگرذکر شده ، لایه های این تپه ها شامل بقایای فرهنگ مادی انسانهایی است که در هزاره های گذشته تا اعماق دوران پیش از تاریخ ادامه پیدا میکند ، بر روی این تپه ها زیسته اند . علت اسکان انسانها بر روی این تپه ها اتکاء به منطق و شرایط محیطی که تپه ها در آن قرار دارد ، ناشی از احتیاجات دفاعی و امنیتی حفاظتی از سیل و اشراف به اطراف به منظور اطلاع از حملات دشمنان ذی شعور و حیوانات بوده است.
حتی در مناطقی هموار که تپه طبیعی وجود نداشته است بشر جهت اسکان با خاک ریزی جهت اسکان خود بوجود آورده است و آنگونه که نتیجه حفاری های باستانشناسی این تپه ها در جاهای دیگر نشان می دهد ، بعدها با احداث دیوارهائی در اطراف ، آنها را نفوذ ناپذیر تر کردهاند . نا گفته نباید گذشت که اجتماعات اولیه بشر ، از این تپه ها بیشتر جهت اسکان استفاده می نمودند و مراتع و بعدها مکانهای تولیدی آنان در اطراف و خارج از این تپه ها قرار داشته است .
خاکستر موجود در کئول تپه ها نظیر بر محل اسکان بشری دیگر ناشی از :
سوزاندن چوب یا هرگونه ماده خاکستر زا جهت
1- پخت و پز 2- گرمایش 3 - بدست آوردن کوره های پخت سفال 4 - حرارت لازم در کوره های استحصال و ذوب و ریخته گری فلزات ( جهت تولید یک کیلو گرم آهن از سنگ معدن آن ، نیاز به 47 کیلو گرم ذغال چوب میباشد ).
در پایان باید این مطلب مهم را ذکر کرد که باستانشناسان بوجود آمدن لایه های ذغالی ناشی از آتشسوزی را در کئول تپه ها که در عکس روبرو از کئولان تپه نیز دیده میشود،
همزمان با هجوم اقوام به اصطلاح آریایی به مناطق ایران کنونی میدانند.
ادامه مطلب
بررسی های باستانشناسی سطحی این تپه از طرف سازمان میراث فرهنگی تبریز منتج به گزارش شماره 1346به شرح زیر شده است :
تپه باستانی گرگرجلفا ، گزارش باستانشناسی ، 1346 اداره فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی .
اداره فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی ،1346 ،3برگ ، سطر 16 الی18 :
سفال سیاه مایل به قهوه ای با خمیره نخودی براق منقوش با اشکال هندسی و چرخسارو پخته شده هزاره پنجم و چهارم قبل از میلاد ، قدمت ازهزاره پنجم قبل از میلاد تا دوره اسلامی ، سفال براق سیاه رنگ بدون نقش دوره حصار متوسط دارای لوله های ناودانی .
از گفته های بالا بر می آید در این تپه سفال سیاه مایل به قهوه ای با خمیره نخودی براق با اشکال هندسی و چرخساز پیدا شده که پخته شده هستند و مربوط میباشند به هزاره پنجم و چهارم قبل از میلاد ، همچنین در این تپه مصنوعاتی از سفال براق سیاه رنگ بدون نقش دوره حسار دارای لوله ناودانی پیدا گردیده است و این ها نشان می دهد که از هزاره پنجم قبل از میلاد تا دوره اسلامی اینجا مسکون بوده است .
این چنین کئول تپه هارا در مناطق آذر بایجان از جمله مرند ارومیه و کردستان ، غربیهایی چون ویلیامز جکسن امریکائی ، هرنسفلد و ..... به آتشکده قلمداد و هموطنان ایرانی غزب قبله و مقلد این غربی ها ، بر مبنای موهومات ، انگار و پنداره های خود مبنی بر انتصاب این تپه ها به زردشتی و آتشکده آنان ، در فرم تحقیق و ...
تحلیل واژه و نظایر آن بروز می دهند و در این داستان و افسانه ها مبنی بر بقایای آتشکده بودن این تپه ها و ارتباط آنها با زردشتیان حتی همشهری محترمی در کتابچه ای حاوی اغلاط مسلم تاریخی ، چاپی ، و واژه های اغراق آمیز که در باره زادگاه خود ، بنام علمدار شهر جاوید به چاپ رسانید ، کؤل تپه مابین علمدار گرگر را آتشکده آذر !! می انگارد . نا گفته نباید گذشت که آتشکده آذرنام تذکره ای (کتابی) است حاوی گلچینی از اشعار نزدیک 850 شاعر پارسی گوی که آن را حاج لطفعلی بیک آذر بیگدلی شاملو متخلص به آذر تالیف گردیده است شاید نویسنده محترم نام این کتاب را شنیده بوده و آنرا آتشکده تصور و بر این تپه گذارده است !!
هرتسفلد زردشت پرداز معروف در سناریو خود درباب زردشت آنچنان پیش رفته که مادر زردشت را زن کوروش هخامنشی و آئوسا دختر وی را خواهر ناتنی زردشت میکند و آئوسای مذکور را به زنی به برادرش کامبوجیه میدهد و پس از مرگ او به عقد داریوش در آورده و در نتیجه زردشت برادر این دو پادشاه هخامنشی میشود (5) .
نیبرگ میگوید : همه روایات غربی ها درباره تعیین نقاط دین زردشتی از نظر تاریخی بی ارزش است و با طنز تاکید میکند : کسانیکه امروز در غرب زمین ، تاریخ بنیادین زردشتی را با دین زردشت پیوسته می دانند ، اندیشه مغان زردشتی را فقط کامل نی کنند و از همین رو به اصطلاح ، خود آنها ، آخرین مغان هستند .
مستندات آنان که این تپه ها را آتشکده زردشتی می انگارند به روشنی کامل معین نیست به حدث قریب به یقین ، مبنای آتشکده خواندن این تپه ها وجود خاکسترآن است.
بععل زیر آتشکده دانستن این تپه ها و بویژه گؤلان تپه ، بی پایه و اساس علمی است.
1 – زردشت بنا به سنت نظر اجماع غتلب محقیق ، در حدود 660 ق.م به دنیا آمده ، قدمت اسکان انسان در کئولان تپه همانگونه که در بالا بر اساس یافته های باستانشناسی گفته شد ، به هزاره پنجم قبل از میلاد مسیح بر میگردد که زردشت و آیین زردشتیگری و تقدیس آتش اثر و خبری نبوده است .
2 – ویلیامز جکسون آمریکائی محقق زردشت شناسی که در سال 1905 میلادی از طریقجلفا به ایران آمده است صحبت از کئول تپه های واقع در روستای دیکاله نزدیک ارومیه با سیصد ،چهارصد متر عرض و طول میکند .
حال باید دید سوخت این آتشکده های مفروض چه بوده است ؟
منبع سوخت این آتشکده های فرضی یعنی کئول تپه (تپه خاکستر ) ها نمی تواند ذغال سنگ باشد زیرا این ماده در زمان متصور بر ظهور زردشت یعنی 700 سال قبل از میلاد تا آمدن اسلام در محدود جغرافیای ایران کنونی و حتی تا یک صد سال قبل ماده سوخت معادل چوب شناخته نشده بود و از این گذشته در زمان سوخت ، شعله خیلی کمی داشته و بعلت مواد موجود در آن بویژه گوگرد در زمان سوختن بوی نا خوشایند بوجود می آورد که از نظر مقررات دین زردشت نا شایست و مردود است لذا به کار آتشکده نمی آید . همچنین مواد پایه آلی نظیر نفت و گاز و مشتقات آنها نیز نمی تواند بوده باشد زیرا که از سوختن آنها خاکستر باقی نمیماند که باعث بوجود آمدن تپه شود .
در این میان می ماند هیزم . حال لازم است مختصری توضیحات در باره هیزم ها بر اساس منابع علمی ، به شرح زیر داده شود :
هیزم ها ترکیب ثابت ندارند ولی عموما" در آنها مواد سلولز ، لیگنین ، آب ، سیلیس (SiO2) ، آهن ، آلومینیوم ، نمک فلزات ، شکر ، تانن ، روغن ها، صمغ ها ، موم ها ، و..... پیدا می شود .
خاکستر سوخت شاخه بیشتر از تنه است .
میزان رطوبت هیزم تازه ، بیش از 50% وزن آنرا تشکیل میدهد ( آب موجود در ساختار ملکولی آن مشمول این رقم نمیباشد ) هیزم هایی که مدت طولانی در معرض باد و آفتاب قرار گیرد رطوبت آنها به 10% تقلیل می یابد ..
در صد عناصر هیزم هاییکه خاکستر آنها پایین است به شرح زیر است :
آزت (0.8%) ، اکسیژن (42%) ، هیدروژن 6.3%) ، کربن (49.5%)
آنالیز حدودی هیزم خشک در خت بلوط به شرح زیر است :
کربن 50.2% ، آب 49.05% ، هیدروژن 0.5% ، خکستر 25%
بمنظور اطمینان ، توسط همسر( در این زمینه تخصص دارند – ص) راقم این سطور ، جهت تعیین میزان خاکستر هیزم و چوب های مختلف ، تخته و شاخه های درختان گردو ، چنار روسی انتخاب و در آزمایشگاه در کوره برقی با دمای 800 درجه سانیگراد که در ش باز بود با شعله سوزاننده شد خاکستر حاصل 1.75 تا 2.6 در صد شد هیزم درختان ، تبریزی ، تبریزی ، بید بلوط و کاج ها دارای خاکسترکمتری است.
با اتکا بر این داده های علمی وقتی جهت بوجود آمدن کئولان تپه گرگر علمدار به ابعاد حدود 3×35×120 متر از خاکستر حاصل از سوزاندن هیزم ، نیاز به حدود 9200000 تعیین حدود ، نه میلیون تن چوب میباشد ؟!
آیا آثار قابل قبول علم از وجود این میزان در خت در سده هفتم قبل از میلاد ، تا دوره تسلط اسلام ، در منطقه علمدار گرگر موجود است ؟! جواب این سئوال به خوانندگان واگذار میشود .
ادامه مطلب بزودی....
مقاله زیر توسط آقای مهندس فتحعلی زاده در مورد تپه باستانی کؤلان تپه ارسال شده است که ضمن تشکر از ایشان که واقعا" زحمت زیادی را در تهیه تین مقاله تحقیقی متحمل شده اند ، درج میگردد ، لازم به تذکر است که منظور از شهردار ، مسئول قبلی است و شهردار جدید که اخیرا" توسط شورای اسلامی انتخاب شده است مورد نظر نمیباشد .
این مقاله تحقیقی نظر آقای مهندس علی فتحعلیزاده میباشد و اگر کسانی در این مورد عقیده دیگری داشته باشند البته به شرطی که با دلایل کافی همراه باشد، آماده درج مطلبشان هستیم .
با تشکر صادقی

آیا کئول تپه ها آتشکده بودند؟
آنچه این بنده را برای نوشتن این مقاله تهییج کرد اظهارات مقام رسمی ، شهردار محترم هادیشهر در مورد آتشکده بودن کؤلان تپه ما بین علمدار گرگر است . به منظور پیدا کردن جواب سئوال فوق ابتدا باید دید که منظور از آتشکده چیست ؟
آتشگاه یا آتشکده جایی است که زردشتیان آتش مقدس را در آن نگهداری میکردند . آتشدان جایی است که در آن آتش مقدس افروخته می شد . آتشکده مکان مقدس زردشتیان است که همواره در آن آتش نماینده فروغ ایزدی فروزان است (6) .پرستشگاه زردشتیان که آتش در جای خاص از آن قرار دارد و بهترین آیین های دینی در آن در برابر آتش انجام میگیرد(3) .
آتشکده به معنی خانۀ آتش و آتشخانه اصطلاحا" بر محلی اطلاق میشود که زردشتیان آتش مقدس را در آن نگهداری میکردند . در اوستا واژه ایکه دقیقا" بجای آتشکده بکار برده شده باشد دیده نمیشود ، اما در پهلوی ، آتش مطلقا بمعنی آتشکده آمده است . زردشتیان ایران و هند آتشکده را آذربان و در مهر گویند (2) . در زبان فارسی دری واژه های متعدد آذرکوه ، آتشگاه ، گنبد آذر ، آتشخانه بکار رفته است (4) . نظر به اینکه در آیین مزدسینا آفریدۀ نیک اهورا مزدا ،بایدگرامی داشته شود زردشتیان آذر را که همان آتش است موهبت ایزدی دانسته ، شعله آتش را یاد آور فروغ رحمانی خوانده اندو آتشدان فروزان را در پرستشگاه به منزلۀ مهراب قرار داده اند (1).
در میان آتشکده در دوران ساسانی سه آتشکده آذر فرنبغ ، آذر گشنسب و آذر برزین اهمیت بسیاری داشت .
به تدریج در شریعت زردشت مقرر شده بود که آفتاب به آتش نباید به تابد بنابر این آتش را در فضای باز نگهداری نکرده اطاقی در وسط بنا ساختند که آتشدان در آن قرار داشت (1) .
در بخش نهم فر گرد هشتم وندیداد که یکی از بخشهای آخرین اوستای نواست وآنرا نماینده آیینها و داد (قانون) گذاری های مغان ماد میدانند (3) ،
انواع آتش از خانوادگی گرفته تا کوره سفالی گری و گرمابه از 29نوع آتش و چگونگی پاداش کسانی که با آنها رفتار میکنند ، صحبت شده است .
درباره ی آتشکده اطلاعات از دوران ساسانی و بعد در دست است . آتشکده های آن دوران معمولا بنای مکعب گنبد داری بود که طاق نامیده می شد و مقدس ترین ان جایی که اتش در آن نگهداری می شود اتاقی کوچک ومکعب مستطیل شکلی است به نام گنبد در اصطلاح زردشتیان ایران و آتشگاه در اصطلاح زردشتیان هندوستان که اولی در زبان پهلوی نیز رایج است (4).آتشکده های قدیم یزد و کرمان دارای اتاقی بزرگ است به نام گهنیار خانه مهراب که واژه مهراب خود از ذین مهر پرستی مانده است . آتشدان در گودی بالای ستونی گرد و سفالی ، در قدیم سنگی بنام مغرب در کرمان ، کلّک در یزد و آدُخش در شریف آباد اردستان ، در زیر قپه ای نهاده شده است . اکنون که منظور از آتشکده معلوم و روشن شد باید دید انواع سوخت آنها چیست ؟
آتشکده های دایمی در مناطق و محلهایی قرار داشتند که منابع گاز در آنجا موجود بود که در اثر حوادث زمینشناسی پ.سته جداره زمین ترک و درز پیدا کرده و گاز سوختنی به سطح بیرونی زمین نشت و در اثر عوامل مختلف از جمله صاعقه ، آتش گرفته و با اکسیژن می سوخت در مورد یکی از آنها واقع در آذربایجان شمالی یا جمهوری آذربایجان در کتاب البلدان که در زمان ناصر الدین شاه نوشته شده چنین آمده است :
فی الواقع بادکوبه {باکو} از حیث نفت اول مملکت روی زمین است . چاهای زیاد در جائی که معروف به بالاخانه است حفر شده و با تلنبه نفت را از چاه بیرون می آورند . در این ایام چاه تازه حفر کرده اند که نفت مثل فواره زیاده از پنج سنگ آب به ارتفاع ده ذرع از دهنه چاه متصل جاری است به طوریکه هفت دریاچه در اطراف این چاه از نفت مملو شده. پنج من نفت سیاه پارسال شش قرآن بود حالا به واسطۀ این چاه تازه ، ده شاهی شده است .از بالا خانه به صوری خانه که کارخانه میذرایف است رفتیم . میرزایف نفت سیاه را تقطیر کرده سفید میکند و کرور ها سرمایه و دخل دارد . معبد آتش پرستان هندی و پارسی در این صوری خانه است . عمارتی است مربع و در وسط آن عمارت به طرز گنبد اتاقی بنا شده است که چهار طرف آن باز است وسط گودالی است که آتش از میان آن بیرون می آید .اطراف آن حجرات است . از هر خحره منفذی تعبله نموده اند که آتش بیرون می آید یعنی هر وقت بخواهند کبریتی روشن کرده در محتذی آن میگیرند هوائی که خارج می شود مشتعل میگردد . در صحرای اطراف صوری خانه به مساحت چهار هزار ذرع مربع تقریبا" تمام زمین مشتعل است . یک نفر هندی کجراتی در این معبد بود به طرز آتش پرستان نماز خواند . از بعد از غلبه اسلام به مملکت ایران و بعضی بلاد هندوستان ، آتش پرستان متفرق گردیدند . معبد بزرگ ایشان همین باد کوبه است . تماشای آتش بحری این است : در محاذی همین آتشکده قدری دور از ساحل وسط دریا معدن نفت است که از زیر آب بیرون می آید
بواسطه لطافتی که نفت دارد بر روی آب می ایستد هر کس مایل باشد کشتی کوچکی اجاره کرده وسط دریا میرود پنبه ای آتش زده روی آب می اندازد اگر دریا مواج و تلاطم نباشد تمام این قسمت دریا یک پارچه آتش می شود (7) .
در شبه جزیره آبشوران جمهوری آذربایجان در حدود پنجاه کیلومتری شمال باکو مخلی بنام مش تاغی که گفته میشود واژۀ ماساکت (اقوامی که کوروش هخامنشی بدست آنان کشته شد.) است ،وجود دارد که مکانی مقدیب تلقی شده و از اقصی نقاط جهان بویژه از هندوستان جهت زیارت آن می آیند و بنظر می رسدمحلی که درباره آن البلدان در بالا ذکر شئ اینجا باشد و همچنین در اطراف باکو محلی است که یانار داغ یعنی کوه در حال سوختن نام دارد که همیشه از سطح خاک آنجا شعله بر میخیزد.
محمد ابن محمود قزوینی (784 سال قبل) در کتاب آثار البلاد و اخبار العباد خود می نویسد : و از غجایب ولایت آران ، آن است که در شهر بادکوبه که در کنار دریای خزر واقع است و قلعه ای متین دارد آتشکده ای است و در آن آتشکده ، حجرات ساخته اند . در میان آتشکده ، حوضها و فواره ها گذاشته اند و آتش ، عوض آب از فواره ها جستن می کند و آتش پرستان در حجرات می باشند . آتش ها بدون افروختن هیمه و ذغال در حجرات افروخته می شود و مطبوخات خود را پزند و گویند که چون در زمین آنجا دهنیت (روغن ، چربی ) بسیار است و معدن نفت در قرب آن زمین است . بخاراتی که از زمین آنجا متصاعد می شود دهنیت دارد ، چون آتش بدان بخار رسانند مشتعل میگردد (8) .
تپه های باستانی که در سراسر گرجستان ، ایران ، نخجوان ، ارمنستان ، ترکیه ، خاور میانه و نزدیک ، ترکستان (آسیای میانه ) و هندوستان پراکنده است که در این میان نگارنده از تعداد قابل توجهی از آنها در خاک ترکیه دیدن نموده و به دههای در منابع باستانشناسی این کشور بر خورد کرده که از طرف باستانشناسان ترک و جهان هیچکدام از آنها آتشکده دانسته نشده است .
وجود چندین تپه های باستانی با نام کؤل تپه که به غلط نام این تپه هارا به (تپه خاکسنر) ترجمه کرده و می نمایند ، در حوزه مرند–جلفا نظیر گلین قیه و علمدار گرگر ، قرار دارد که این مقاله بر روی کئولان تپه علمدار گرگر خواهد بود .
ادامه مطلب در بزودی......
گرگر در آثار تاریخ نویسان و نویسندگان و شاعران...
لغت نامه فرهنگ نوبهار تالیف محمد علی خیابانی تبریزی در سه جلد به چاپ رسیده در یکی از مجلدات آن قسمت از کلام و اسامی که اولشان با حرف «گ» و ر شروع می شود مرحوم مغفور عیناً اینطور شرح می دهد : گرگر اسمی است از اسامی ایزد احدیت تخت ، و شاهان و نام ولایتی است در آذربایجان .
در کتاب مقالات تربیت در رابطه با شرح حال قطران تبریزی که مولف از صفحه دویست و چهل و یک اشاره نموده اند عین نوشته مرحوم تربیت درج می شود : این شاعر بزرگ چون در بعضی از اشعار خود برخی از فرمانروایان طرفین رودخانه ارس را به گرگر نسبت داده آگاهی آنان را شهریاران گرگر و چراغ گرگریان گفته است .
گرگر یکی از ملل قدیمه قفقاز است که به واسطه جرات و جلادتشان معروف شده و سه هزار سال قبل از این صاحب سلطنت و استقلال بوده و با سلاطین آشور و......(در این مورد دریکی از پست های سال قبل مطلب نوشته ام)
حمداله مصطوفی قزوینی که از معدود مورخان مورد اعتماد می باشد کتابی قطور بنام نزهت القلوب که او را می توان از مهم ترین کتب تاریخی نام برد که در آن از بسیاری از شهرها و قصبات معروف و قدیمی مفصلاً یادآوری کرده مخصوصاً در صفحات 85 و 102 از پنج شهر بزرگ و آباد آن زمان آذربایجان که عبارت از شهرهای بردعه اردوباد ، نخجوان و گرگر و اوجان اسم برده....
در رابطه با اشعار و مدایح قطران تبریزی که مداح شهریاران شدادیان و روادیان که همان از تبار گرگریان می باشند و در قرن پنجم هجری بر ارّان و آذربایجان حاکمیت داشتند و قطران در دورۀ آنها می زیسته
که بنا به شرح مندرج در کتاب شهریاران گمنام کسروی علاوه از اینکه بنام امین وهسودان خطبه در منابر خوانده می شد وی را امیر اجل یمین دوله و شرف مله و چشم و چراغ گرگریان می گفته اند .
سید احمد کسروی و محمد علی تربیت چنین مستفاد می شود این دو محقق که با هم عصر بودند به نظر می رسد رقابت فکری و قلمی و تحلیلی داشتند زیرا مرحوم تربیت با استناد از منابع موثق تاریخی نسبت روادیان و شدادیان و امرای آنها مملان و وهسودان ابن فضلول ابولحسن علی لشکری را به قوم گرگر که از کنار دریای سیاه مسقط الراس اصلی کوچ در حوالی کوبا و آذربایجان و اران پراکنده شده اند می دانند و اصرار علنی ندارند که این طایفه یعنی روادیان و مخصوصاً ابو منصور وهسودان از خود گرگر طرف جنوب رود ارس بوده است فی الجمله نظر می دهند که ایشان ریشه اصلی شان گرگری هستند به طوری که مرحوم کسروی در صفحه 175 کتاب شهریاران گمنام در زیر نوشت همان صفحه به صراحت نظر می دهند و به نظر مرحوم تربیت معترضند که روادیان از اهالی گرگر جنوب رود ارس نبود ه اند مرحوم تربیت یعنی به غلط چنین نظر داده اند..
گرگردر دین زردشت کلمه بسیار مقدس میباشد در اشعاری که به نام قاتهای زردشت یعنی سروده های مذهبی مشهور دین زردشت آمده است کاملا روشن بیان شده است . به عقیده زردشتیان اهورامزدا یکصد و یک نام دارد که هفتاد سومین نام اهورا مزدا خالص گرگر است
کتاب اوستای آذر گشست گردآورده از سوی سازمان فروهر جوانان زردشتی به کوشش معبد رستم شهزاده چاپ سال 1348 در صفحات 1 و 2 و 3 و 4 علی رغم اینکه هفتاد و سومین نام از صد و یک نام خدای زردشتیان خالص گرگر می باشد ردیف پنجاه و هشتم مینوستی گر ردیف پنجاه و نهم امینو گر ردیف شصت و یکم آذربادگر ردیف شصت و دوم آذرنمگر ردیف شصت و سوم بادآذرگر ردیف شصت و چهارم بادنمگر ردیف شصت و پنجم باد گل گر ردیف شصت و شش باد گرمگون ردیف شصت و هشت باد گرجای ردیف هفتاد گل بادگر ردیف هفتاد و دو گل نمگر ردیف هفتاد و سه گرگر ردیف هفتاد و چهار گراگر ردیف هفتاد و پنج گراگرگر ردیف هفتاد و شش آگرآگر ردیف هفتاد و هفت آگرگرگر ردیف هشتاد و پنج فیروزگر ردیف نود و هفت کرفگر و ردیف صد فرشوگر قلمداد شده با توجه بر اینکه در اسامی اهورا مزدا اکثراً تکیه بر کلمه گر زیاد شده است.
و این مناظر زیبا را از طبعت هادیشهر تقدیم میکنم در ادامه ....
ادامه مطلب
لحظه ها
آیا میشود واقعیت به این بزرگی را نادیده گرفت ؟و در باره آن سکوت کرد ؟ ، اینجا ایستگاه آخر است، من و تو باید بپذیریم .مگر ما با اینها که اینجا آرمیده اند چقدر فاصله داریم ؟ به ظاهر یک سنگ نوشته و مشتی سنگ و خاک ......و چه زیبا و پر معنی است سنگ نوشته های روی بعضی از این عزیزان....
این ابیات را از یک وبلاگ برداشته ام ، بخوانید:
بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود
اهل زمین نبود نمازش شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود
تنها از این نظر که سرا پا شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود
چشمان او که دائما از اشک شسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید این درخت
عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود .
![]()
![]()
![]()
لحظه ها
نه تو مي ماني
نه اندوه
و نه هيچيک از مردم اين آبادي
به حباب نگران لب يک رود قسم
و به کوتاهي آن لحظه ي شادي که گذشت
غصه هم خواهد رفت
ادامه مطلب

عکس جنبه تزیینی دارد
گوشه ای از خاطرات شاد گذشته
نمیدانم شما فیلم مشهدی عباد یا همان (اؤالماسین بو اؤلسین ) را دیده اید یانه ؟ جریان عروسی این فیلم تا حدودی شباهتهایی با عروسی های قدیم شهر ما
دارد ، در نظر دارم اگر عمری باقی باشد اداب و رسوم مربوط به عروسی را آنگونه خاطرات زمان کودکی من اجازه میدهد در اولین فرصت بنویسم ولی حالا قسمت زیبای این عروسی هارا که هیچ وقت از خاطرم نمی رود برایتان مینویسم که بقول شهریار همیشه مانند پرده سینما از مقابل دیدگانم در هر عروسی رژه میرود .
آن زمانی که قرار میشد عروس را با سلام و صلوات به خانه بخت ببرند عده ای از خانم های فامیل داماد در حالی که با داریرهزنگی و دست زدن بدرب خانه عروس میرسیند هم زمان که وارد حیاط می شدند با آواز این اشعار را میخواندند:
آل الماغا گلمیشیق ، شال آلماقا گلمیشیق
اؤغلانون آدامویوخ آپارماغا گلمیشیق
(خلاصه اینکه ما از طرف خانواده پسر برای بردن عروسمان آمده ایم)
وقتی آواز دسته جمعی فامیل پسر تمام می شد دختران و زنان خانواده دختر با رقص و آواز جواب آنها را اینگونه می دادند :
آل الماقبن وقتی دئیرشال آلماقین وقتی دئیر
اگلشین بیر چای ایچین آپارماقین وقتی دئیر
(یعنی اینکه حالا عجله ای نیست بفرمائید یک چای بخوری تا بعد)
این جریان برای مدتی ادامه پیدا میکرد وا زنان و دختران شادی و رقص و پایکوبی میکردند تا اینکه و بعد........ راستی عروسی هم عروسی های قدیم ساده ، کم خرج ، بیریا ، و بی زرق وبرق ودلنشین
انشاءالله در این باره دوباره خدمت میرسیم

این قطعه شعر زیبا را از شاعر معاصر شهرستان جلفا به مناسبت تولد مولود کعبه تقدیم میکنم والتماس دعا از تمام عزیزان دارم . لازم به یاد آوری است که آرامگاه این شاعر توانا(خان چوبان) در روستای اشتبین میباشد
منیم عالمده سلطانیم علیدیر
منیم عالمـــده سلطانیــم علیــــدیر منـــــــــیم میرجهانبانیم علیدیر
نه دارا تانیرام من، نه سکندر منیم فغفور خاقانیم علیدیر
بهشتی زاهــــیده وئــردیم سراسر منیم گولزار رضوانـــــیم علیدیر
اگرهرکیمسه نین بیرشاهی اولسا منیم ده شاه شاهانیـــــــــم علیدیر
توتوب هرمرغ بیرگولشنده مسکن منیـــــم ده باغ و بوستانیم علیدیر
منی بو اسم اعظم ائتـــــــدی ناطق منیــــــــم مجموع دیوانـیم علیدیر
.........
ادامه مطلب

در سومین اجلاس خانه های صنعت و معدن جوانان ایران مطرح شد:
مدیر عامل سازمان منطقه آزاد ارس:
نیروی انسانی کارآمد ، عامل اصلی توسعه کشور است
سازمان منطقه آزاد ارس در راستای همگانی کردن ورزش دوچرخه سواری در شهرستان مرزی جلفا طی برنامه ای اقدام به برگزاری مسابقات دوچرخه سواری در دو رده سنی نوجوانان و جوانان نموده است.
سومین جلسه کمیته توسعه صادرات و سرمایه گذاری مناطق آزاد و ویژه اقتصادی در منطقه آزاد ارس برگزار شد.
با مشارکت دولت و بخش خصوصی اولین پایانه صادرات محصولات کشاورزی شمالغرب کشور در منطقه آزاد تجاری- صنعتی ارس ایجاد می شود.
به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل سازمان منطقه آزاد ارس، علی جهانگیری ، معاون اقتصادی سازمان منطقه آزاد ارس با اعلام این خبر گفت
طی 3 ماه اول سالجاری انجام شد:
صادرات بیش از یک میلیون و 900 هزار دلار کالا
از منطقه آزاد ارس
سومین جلسه شورای مدیران اداره کار با حضور معاونین و روسای ادارات کار استان آذربایجانشرقی و شهرستانهای تابعه در منطقه آزاد تجاری- صنعتی ارس برگزار شد.
سایت منطقه آزاد متن کامل اخبار را در بخوانید





