جلفا ستاره ای درخشان بر پیشانی ایران
چند روز پیش مطلبی خواندم از دوستی در وبلاگش که گله کرده بود از کم لطفی مسئولین برگزار کننده ی نمایشگاهی در کیش . وکم لطفی آنان را در مورد غرفه ی منطقه ی آزاد تجاری ، صنعتی اقتصادی جلفا و مسئولین آن .

من هرچه فکر کردم علت را برای خودم حلاجی کنم چیزی دستگیرم نشد در نهایت به این نتیجه رسیدم که شاید رونق جلفا باعث کم رونق شدن دیگر مناطق خواهد شد و به همین خاطر سرمایه گزاران آنجا ، که شاید گرداننده ی اصلی نمایشگاه هم بود ه اند آنان را به این امـــــــــر ناخواسته وادار نموده است . دوستان عزیز ما به کمک هم جلفا را به جهانیان خواهیم شناساند و این منطقه از میهن اسلامی را که واقعا بهشت ایران است به کمک همشهریان عزیز و مسئولین دلسوزش ، محیط دلخواه تجار و توریستهای ایرانی و خارجی خواهیم کرد .
اینجا شهرستان جوان جلفا است ،
و اینهم
هرچند عکاسش من ناشی با دوربینی عهد بوقی .....
از کجایش شروع کنم ؟ از زمستانش ، پاییزش ، بهارش یا تابستانش .
عده ای زمستان را دوست دارند ، کوه های پوشیده از برفش را ، قندیل های آسیاب خرابه اش را و یخهای آویزان شده از آبشار مهارانش را و برای دیدنش لحظه شماری میکنند . عده ای بهارش را دوست میدارند ، لاله های دشت و صحرایش را گلهای رنگ و وارنگ کوهپایه هایش را و کناره های سرسبز همیشه خروشان ارس آن را . به جرات می توانم بگویم تنها شهرستانی است که خداوند تمام نعمت هایش را در آن به نمایش گذاشته داده است ، باید با دیده ی دل در آن نگریست و گرنه در کتاب خدا نامش جاری نمی شد و آن شاعر چه زیبا گفته است :
ای صبا گـــــــــــــر بگذری بر ساحل رود ارس
بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس .
جلفاستاره ی درخشانی است که درپیشانی ایران اسلامی می درخشد شاید هر ماهش با ماه دیگر تفاوت آب و هوایی داشته باشد و هر ماهش با مناظر بدیع و بی همتا ، هر فصلش میوه هایی و هر گوشـــــــــــه اش مناظری دیدنی دارد . از کدام قسمتش برایتان بگویم : از جنگلهای ارس بارانش ، جنگلهای تقریبا بکر و دست و نخورده اش ، دوستی در قسمت نظرات وبلاگ نوشته بود : زیاد در مورد زیبایی های شهرستان جلفا ننویسید او می ترسید که مردم بشناسند و بیایند خرابش کنند ولی ما مهمان نوازیم و فرهنگ و ادب مهمانانمان ایمانداریم و آنان را را دوست می داریم. مردم شهرستان من مانند طبیعتش با صفا و صمیمی هستند از لطف و محبت آن دوست عزیز هم نسبت به زادگاهم تشکر می کنم . از کجای جلفا برایتان بنویسم : من بیش از پنجاه و اندی سال از عمرم می گذرد ولی هر روز که به دشت و صحرا میروم گوئی اولین بارست که به تماشا آمده ام .
آیا ماهیان را در داخل رودخانه ارس البته با احتیاط تماشا کرده اید ؟ نهاری در آسیاب خرابه نوش جان نموده اید ؟ به قله ی زیبای کامتال در بهار و تابستان و پاییز و زمستان نگاه کرده اید ؟ دور و بر شهرستان من چون دیواری با کو ه ها محاصره شده است ، ......
تمام میوه ها بغیر از تعداد انگشت شمار دراین شهرستان بعمل می آید باغبانی می گفت : در هر فصل که به باغ من بیایید از درخت برایتان میوه می چینم و می آورم حتی در زمستان و راست هم میگفت انگورهای کشمشی قرمز خشک شده در داخل توبره ی پارچه ای را از درخت مو کند و برایمان آورد و چه خوردنی و خوشمزه بودند
اگر آمدی دوست عزیز ، به دشت گوردیان هم سری بزن وبه دشت گل فرج ودریاچه اش و به مجتمع تاریخی کردشت و دوزال و هم چنین به ماسوله ی شهرستانم اشتبین ،اگر ببینی گواهی خواهی داد که راست می گویم و این رازی ست که فقط تو بعد از دیدن مناظر و طبیعت زیبا و لطیف جلفا به آن پی خواهی برد.من از بازار ارزان و وسایل خارجی و داخلیش چیزی نمی نویسم که تجارت است و اشیاء بی جان که مبلغی کم یا زیاد در همه جا یافت میشود .....
اینجا گذر گاه تاریخ است و بروایتی محل اسکان قدیمی ترین انسانها ، نزدیک ترین جا به محل فرود آمدن کشتی حضرت نوح و به روایت قریب به یقین غار اصحاب کهف ، شاید تمام بزرگ مردان تاریخ از اینجا عبور کرده و چند روزی را در روستاها و شهرهایش گشته واستراحت کرده اند و هر کدام چیزی در باره اش نوشته اند و همه تحسین و تعریف ، تو خرابه ها ی عظیم ترین پل تاریخ را خواهی دید بر روی رودخانه ارس و.....
و تو نیز می دانم بهترین قسمت دفتر خاطراتت همین لحظات خواهد بود .

من نویسنده و یا عکاس و یا مهندس کامپیوتر نیستم با دانسته های اندک خودم این مجموعه را گرد آوری میکنم تا تو هموطن ایرانی در هر کجای دنیا هستی شهرستانم را بشناسی . امید که توانسته باشم از آن دریا قطره ای نمایانده باشم .
یاحق





