تبليغاتX
شهرستان جلفا

شهرستان جلفا

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس @@@ بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس

جلفا ستاره ای درخشان بر پیشانی ایران

 

چند روز پیش مطلبی خواندم از دوستی در وبلاگش که گله کرده بود از کم لطفی مسئولین برگزار کننده ی نمایشگاهی در کیش . وکم لطفی آنان را در مورد غرفه ی منطقه ی آزاد تجاری ، صنعتی اقتصادی جلفا و مسئولین آن .

بهار شهرستان جلفا

من هرچه فکر کردم علت را برای خودم حلاجی کنم چیزی دستگیرم نشد در نهایت به این نتیجه رسیدم که شاید رونق جلفا باعث کم رونق شدن دیگر مناطق خواهد شد  و به همین خاطر سرمایه گزاران آنجا ، که شاید گرداننده ی اصلی نمایشگاه هم بود ه اند آنان را به این امـــــــــر ناخواسته وادار نموده است . دوستان عزیز ما به کمک هم جلفا را به جهانیان خواهیم شناساند و این منطقه از میهن اسلامی را که واقعا بهشت ایران است به کمک همشهریان عزیز و مسئولین دلسوزش  ، محیط  دلخواه تجار و  توریستهای ایرانی و خارجی خواهیم کرد .

اینجا شهرستان جوان جلفا است ،

 این نقشه ی شهرستان ماست

و اینهم

 آلبوم شهرستان جلفا

 هرچند عکاسش من ناشی با دوربینی عهد بوقی .....

از کجایش شروع کنم ؟ از زمستانش ، پاییزش ، بهارش یا تابستانش .

عده ای زمستان را دوست دارند ، کوه های پوشیده از برفش را ، قندیل های آسیاب خرابه اش را و یخهای آویزان شده از آبشار مهارانش را و برای دیدنش لحظه شماری میکنند . عده ای بهارش را دوست میدارند ، لاله های دشت و صحرایش را گلهای رنگ و وارنگ کوهپایه هایش را و کناره های سرسبز همیشه خروشان ارس آن را . به جرات می توانم بگویم تنها شهرستانی است که خداوند تمام نعمت هایش را در آن به نمایش گذاشته داده است ، باید با دیده ی دل در آن نگریست و گرنه در کتاب خدا نامش جاری نمی شد و آن شاعر چه زیبا گفته است :

تابستان شهرستان جلفا

ای صبا گـــــــــــــر بگذری بر ساحل رود ارس  

بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس .

جلفاستاره ی درخشانی است که درپیشانی ایران اسلامی می درخشد شاید هر ماهش با ماه دیگر تفاوت آب و هوایی داشته باشد و هر ماهش با مناظر بدیع و بی همتا ، هر فصلش میوه هایی و هر گوشـــــــــــه اش مناظری دیدنی دارد . از کدام قسمتش برایتان بگویم : از جنگلهای ارس بارانش ، جنگلهای تقریبا بکر و دست و نخورده اش ، دوستی در قسمت نظرات وبلاگ نوشته بود : زیاد در مورد زیبایی های شهرستان جلفا ننویسید او می ترسید که مردم بشناسند و بیایند خرابش کنند ولی ما مهمان نوازیم و فرهنگ و ادب مهمانانمان ایمانداریم و آنان را  را دوست می داریم. مردم شهرستان من مانند طبیعتش با صفا و صمیمی هستند از لطف و محبت آن دوست عزیز هم نسبت به زادگاهم تشکر می کنم . از کجای جلفا برایتان بنویسم : من بیش از پنجاه و اندی سال  از عمرم می گذرد ولی هر روز که به دشت و صحرا میروم گوئی اولین بارست که به تماشا آمده ام .

آیا  ماهیان را در داخل رودخانه ارس البته با احتیاط تماشا کرده اید ؟ نهاری در آسیاب خرابه نوش جان نموده اید  ؟ به قله ی زیبای کامتال در بهار و تابستان و پاییز و زمستان  نگاه کرده اید ؟ دور و بر شهرستان من چون دیواری با  کو ه  ها محاصره شده است ، ......

پاییز شهرستان جلفا

تمام میوه ها بغیر از تعداد انگشت شمار دراین شهرستان بعمل می آید باغبانی می گفت : در هر فصل که به باغ من بیایید از درخت برایتان میوه می چینم و می آورم حتی در زمستان و راست هم میگفت انگورهای کشمشی قرمز خشک شده در داخل توبره ی پارچه ای را از درخت مو کند و برایمان آورد و چه خوردنی و خوشمزه بودند

اگر آمدی دوست عزیز ، به دشت گوردیان هم سری بزن وبه دشت گل فرج ودریاچه اش و به مجتمع تاریخی کردشت و دوزال و هم چنین به ماسوله ی شهرستانم اشتبین ،اگر ببینی گواهی خواهی داد که راست می گویم و این رازی ست که فقط تو بعد از دیدن مناظر و طبیعت زیبا و لطیف جلفا به آن پی خواهی برد.من از بازار ارزان و وسایل خارجی و داخلیش چیزی نمی نویسم که تجارت است و اشیاء بی جان که مبلغی کم یا زیاد در همه جا یافت میشود .....

اینجا گذر گاه تاریخ است و بروایتی محل اسکان قدیمی ترین انسانها ، نزدیک ترین جا به محل فرود آمدن کشتی حضرت نوح و به روایت قریب به یقین غار اصحاب کهف ، شاید تمام بزرگ مردان تاریخ از اینجا عبور کرده و چند روزی را در روستاها و شهرهایش گشته واستراحت کرده اند و هر کدام چیزی در باره اش نوشته اند و همه تحسین و تعریف ، تو خرابه ها ی عظیم ترین پل تاریخ را خواهی دید بر روی رودخانه ارس و.....

و تو نیز می دانم بهترین قسمت دفتر خاطراتت همین لحظات خواهد بود .

زمستان شهرستان جلفا ( عکس از مدیر وبلاگ فریاد ارس)

من نویسنده و یا عکاس و یا مهندس کامپیوتر نیستم با دانسته های اندک خودم این مجموعه را گرد آوری میکنم تا تو هموطن ایرانی در هر کجای دنیا هستی شهرستانم را بشناسی . امید که توانسته باشم از آن دریا قطره ای نمایانده باشم .

یاحق

+ نوشته شده در  86/10/27ساعت 1:2  توسط حیدر صادقی  | 

 

زین العابدین حرفتی گرگری نامزد انتخابات آتی مرند   جلفا


زین العابدین حرفتی گرگری از نامزدهای گمنام در انتخابات آتی نمایندگی مجلس در شهر ستان مرند - جلفا است. وی که با ایجاد وبلاگ ایران -محال گرگر به تازگی به دارندگان وبلاگ درشهرستان پیوسته است خود

اینگونه معرفی می کند:

زین العابدین حرفتی گرگری نویسنده وبلاگ ایران دارای مدرک تحصیلی لیسانس ریاضی و فوق لیسانس مدیریت هستم و ۱۴ سال سابقه مدیریت در بخش ارتباطات و فناوری اطلاعات دارم و فضای مجازی را برای بیان دیدگاههای خود ایجاد کردم اين وبلاگ مستقل بوده و بيشترين تلاش خود را به حوزه علم مديريت متمركز خواهد کرد چون معتقد هستم كه مشكلات بشر امروز تنها با بهره مندي از اين علم قابل حل ميباشد.اميد است به ياري خداوند متعال وبا استفاده از نظرات دوستان منشاء اثر گرديم.خلاصه ای از سوابق کاری و فعالیت های بنده جهت مزید آگاهی بازدیدکنندگان بشرح ذیل میباشد.۱- معاونت اداره مخارات هادیشهر به مدت هشت سال۲-عضو سابق کمیته ملی انرژی جمهوری اسلامی ایران۳-عضو جامعه مدیریت کیفیت ایران ۴-عضو هیئت مدیره تعاونی مسکن کارکنان دولت هادیشهر ۵- عضو هیئت امنا صندوق قرض الحسنه المهدی هادیشهر ۶- عضو هیئت امنا دانشگاه آزاد بین المللی واحد جلفا ۷- عضو جامعه مهندسین برق ایران ۸- رئیس سابق اداره مخابرات شهرستان جلفا( نزدیک ۶سال) ۹- کارشناس ارشد پژوهش وتحقیق شرکت مخابرات استان آذر بایجان شرقی

 منبع : پایگاه اطلاع رسانی حرفه ای مرندیمیز

برای این هم شهری خوبمان آرزوی موفقیت و پیروزی داریم.

و برای کارکنان زحمت کش سایت فعال مرندیمیز آرزوی موفقیت های بیشتر

 

رای میدهم . پس هستم
+ نوشته شده در  86/10/26ساعت 1:1  توسط حیدر صادقی  | 

 

زان یار دلنوازم ، شـــــــــــــــــــکریست با شــــکایت

گر نکته دان عشقــــــــــــــی بشنو تو این حــــکایت

رندان تشنه لب را آبی نمی دهـــــــــــــــــــــد کس

گویا ولی شناســــــــــــــــــــــان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمنـــــــــــــــــدش ای دل مپیچ کانجا

سر ها بریده بینی ، بی جـــــــــــــرم و بی جنایت

 

          حافظ شیرازی

 

عزاداری محرم

 

مراسم عزاداری ایام محرم در کلیه شهرهای شهرستان جــــلفا تقریباً با جزئی تغییرات در کل یکسان برگزار می شود .

بعد از جشن عید قربان مساجد و حسینیه ها برای انجام مراسمی بزرگ آماده میشود . در گذشته ای نه چندان دور بعد از عید قربان مـــردم شب ها مدت کوتاهی در حسینیه ها جمع می شدند و در کـــوچه پس کوچه های دور و بر حسینیه ( آن زمان هنوز خیابانی نبود ) با صـــــــدای بلند حسین وای ، حسین وای فریاد می زدند ، آن زمان نه از ســــاز و دهل خبری بود  نه از بلندگو و آمپلی فایر  قوی و نه .... و به این ترتیب شاید مردم را از نزدیکی ایام عزاداری آگاه می کردند و چه لــــــطف و صفایی داشت آن عزاداری ها و چه اعتقاد و ارادتی داشتند مردم آن دوره وزمانه گویی خبر رسیده است که مهمانان کربلا در راهند و دشمن غدار آماده بستن راه آن عزیزان  ، و ما حیران و مبهوت که چــــگونه به آقا و یارانش کمک نماییم .

در زمان کودکی ما دو هیئت بزرگ عزاداری در گرگر بود :

یکی از آنها دسته قره کوینک ( سیاه پیراهنان ) کــــه لباس سیاه بلندی می پوشیدند و دستمال سیاهی نیز به سر می بستند و پا بــــرهنه به عزاداری آقا و یارانش مشغول می شدند .

هیئت دیگر دسته عزاداری عرب ها بود که خودشان را به شکل عـــربها

 در می آوردند (این عمل امروز نیز کم و بیش وجود دارد ) پیراهن سیاه بلندی می پوشیدند و عبایی روی آن می انداختند و چارقدی مثل چپیه های جبهه به سر می انداختند و دورش را با چیز طناب مــــــــانندی که زیبایی خاصی داشت محکم می کردند در ست مانند عــــــــربها و نوحه هایشان هم بخصوص در روزها و شبهای تاسو عا و عاشورا رنگ و بوی عربی داشت .

 

برای مطالعه متن کامل لطفاَکلیک فرمایید

+ نوشته شده در  86/10/23ساعت 22:3  توسط حیدر صادقی  | 

 

 

 

 

 

 

 

رضا قاسم زاده

 

خلاصه ای از زندگی شاعر:

در سال 1348 در روستای قره بلاغ بدنیا آمد. دبستان را در تنها مدرسه روستا (حافظ ) بپایان رساند و دوره راهنمایی را در مدرسه اهتــــــزازی هادیشهر و دوره دبیرستان را هم در رشته  فرهنگ و ادب در دبیرستان قاسمپور هادیشهر پشت سر گــــــذاشت . در سال 1367 در رشتـــــه ادبیات فارسی دانشگاه تربیت معلم شهید رجایی تبریز پذیرفته شد و بعد از اتمام دوره دوساله با مدرک کاردانی به استخدام آموزش پرورش جلفا در آمد و به شغل مقدس معلمی مشغول گردید.در دانشگاه علامه امینی در رشته ادبیات فارسی ادامه تحصیل داده و مدرک کارشناسی ادبیات فارسی را اخذ نمود .

اشعار ایشان اغلب در مدح ائمه اطهار (ع ) میباشد ودر این زمینــــــــه مجموعه ای نیز بنام ( در انتظار خورشید ) به چاپ رسانده اســــت  با آرزوی موفقیت های بیشتر برای این دبیر بزرگوار دبیرستانهای شهرستان جلفا شعر یا حسین ایشان را بمناسبت ایام سوگواری سالار شهـــــیدان وهفتاد و دو تن از یاران با وفایش تقدیم مینماییم .

 

این دریچه  پر بیننده اینترنتی  آماده معرفی کلیه هنرمندان شهرستان جلفا و آثار هنریشان میباشد.

     وبلاگ شهرستان جلفا                                        

یا حســــــین !

 

در جهان جز مهــــر تو یاری ندارم یا حسین

هم در آن دنیـــــا بود لطف تو یارم یا حسین

ای کــــه باشد نام تــو دیباچه دیوان عشق

 نــــام تو بر لوح دل ، با زر نگارم ، یا حسین

تو گل زیبای خلقت من کنارت خاک و خس

تو گل زهرای اطهر من چو خارم یا حســین

.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/10/19ساعت 9:26  توسط حیدر صادقی  | 

ملا خداوردی کیست ؟

 

این نوشته را عیناً از کتاب ( جلفا از دیر باز تا کنون ) نقل میکنم و این شخصیت بزرگوار را آنگونه که نویسندگان کتاب آورده اند ، معرفی میکنم گرچه در باره ایشان گفته ها و شنیده ها فراوان است و هنوز بعد از سالیان دراز کار ایشان نقل مجالس و محافل میباشد :

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/10/18ساعت 23:10  توسط حیدر صادقی  | 

پرفسور حمزه گنجی

 

در این پست شما را با استاد بزر گـــــــــــواری آشنا میکنم که در دوران دبیرستان دبیر ریاضی اینجانب بودند و امروزوجودشان افتخاری است برای منطقه . برایشان از خداوند بزرگ طول عمر با عزت و پر برکت آرزو مینمایم

دکتر حمزه گنجی به سال 1321 شمسی در هادیشهر (علمدار – گرگر)  بخش مرکزی شهرستان جلفا دیده به جهان گشود . تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در زادگاه خود و تبریز به پایان رســــــــاند . در سال 1340 کار معلمی را آغاز کرد . همراه با کار ، به تحصیلات دانشــــــــگاهی پرداخت . مدرک لیسانس را به سال 1348از دانشگاه تبریز و مدرک فوق لیسانس را به سال 1351 از دانشگاه تهران اخذ نمود . برای ادامه تـــــــــحصیل به کشور فرانسه رفت . دکترای روان شناسی را به سال 1353 (1974 ) از دانشگاه  پل والری شهر مونت پلیه در یافت کرد  . پس از مراجـــعت به ایران ، به دانشگاه ابوریحان بیرونی منتقل شد . درجات استـــاد یاری و دانشیاری را پشت سر گذاشت و در تاریخ 29/8/1373  با داشتن دوازده عنوان کتاب و بیستو چهار عنوان مقاله به درجه استادی رسید . به تاریخ 15/11/1373 باز نشسته شد . تعداد تالیفات ایشان متجاوز از بیست و دو عنوان کتاب و سی عنوان مقاله است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/10/13ساعت 22:2  توسط حیدر صادقی  | 

سفري به غا ر اصحاب كهف

 

بنابر روايات متعدد و قصص فراوان هنوز هم با اطمينان نمى گوييم كدام يك از سه غار اصحاب كهف كه در سه نقطه تركيه، اردن و نخجوان واقع است حقانيت بيش‌ترى بر ديگرى دارد،اما غار اصحاب كهف واقع در نخجوان از چنان ابهتى برخوردار است كه با قدم روى نخستين پله هاى سنگ فرش در ميان دل كوه از طبيعت كنده شده در حكايات دينى و افسانه اى آن غور مى كنى.

سفر به جنوبى‌ترين نقطه جمهورى آذربايجان كه با گذر از شهر مرزى جلفا ، نخجوان نام مى گيرد ،  ( البته بعد از شهر مرزی جلفای ایران ، شهر مرزی جلفای جمهوری خود مختار نخجوان میباشد .) سفر به يك شهر ديدنى با جاذبه هاى طبيعى يا فرهنگى نخواهد بود. ولى شايد سفر به اين شهر با هدف ديدن غار اصحاب كهف توجيه گردشگرى آن را هم سبب شود.توضيح در مورد اصحـــاب كهف اتفاقات پيرامون آنها و خواب طولانى مشهورشان تاثير چندانى در نحــــــــوه تعريف سفر ندارد ولى سكوت پرابهت غارى ميان كوه ها را دوچندان مى كند.براى سفر در ميان كوه، رسيدن به غار روحانى اصحاب كهف و قدم گذاشتن در محــــل خواب طولانى شان عبور از خط مرزى جلفا در شمالى ترين نقطه شهر تبـــــريز و گذر از مرز آبى ارس كه حد فاصل آن را يك پل بزرگ  فلزى (که همین چند ســـال پیش چوبی بوده و اکنون نیز به همان نام سابق پل چوبی نامیده میشـــــــود .) و ايست مرزى با حضور سربازان دندان طلايى دورگه روس و آذرى شكل مى دهـــد معناپذير مى كند. وقت عبور از پل مرزى روسى رودخانه ارس و پس از پرداخــــت پول ايرانى به ماموران گمرك جلفا در خاك آذربايجان زمزمه هاى مسافران كه همه ايرانى هستند بالا مى گيرد و معنا و مفهوم آن اين است كه سفر به نخجــــــوان نبايد توقع قرار گرفتن در منطقه اى با ديدنى هاى باستانى بسيار در مسافر ايجاد كند . ( جمهوری خود مختار نخجوان و کلاً کناره های رود خانه ارس آثار تاریخـــــی فراوانی در خود دارد و حتی در داخل شهر نخجوان نیز از این آثار فراوان است ، در جائی که غار اصحاب کهف قرار دارد مگر میشود آثار باستانی نداشته باشــــــد و شهر نخجوان خود یک اثر باستانی است . )  ولى با حركت در جاده مـــــــرزى و نشانه رفتن قلب شهر نخجوان مى توان اميدوار بود كه ديدنى ترين نقطه ايـــن شهر را ديد.هر چند مسير سفر به غار اصحاب كهف را تنها مردم محلى شهـــر بدون كمك علامت و نشانه و تابلو هاى راهنما در شب تاريك هم طى مى كنند و طى ۲۰ دقيقه در گذران جاده و دور شدن از بطن شهر و حركت در خط كمربندى نخجوان در ميان دشت خالى كوه را پيدا مى كنند اما نبايد فكر كرد كه زمـــــــــان رسيدن به غار هيچ اثرى از حفاظت محيط زيستى و ارج نهادن به معيار هـــــــاى توريستى در منطقه نخواهد بود، كه خلاف اين فرضيه هنگام رسيدن به انتهــــاى جاده منتهى به غار، محلى امن براى پارك كردن اتومبيل ها در نظر گرفته شـــده است و مسافران بدون خريد بليت از ميان كوه مى گذرند و با هر قدم روى سنگ فرش ها اين توهم، فرد را دربرمى گيرد كه تاكنون هيچ انسانى به اين محـــل پا نگذاشته است و اين فرضيه تنها يك دليل دارد: در غار اصحاب كهف از وجود زباله هاى مانده از سفر هاى كوتاه مردم نخجوان و بقاياى غذاى مانده اثرى وجــــــود ندارد.
در واقع هر آن‌چه در يك مكان تفريحى توريستى در ايران قابل مشاهده است در محوطه اطراف غار اصحاب كهف قابل رويت نيست.
با طى كردن نخستين پله ها در دل كوه پيچ در پيچ دو طرف چپ و راســـــت راه تقريباً مارپيچ را سكو هاى سنگى شكل داده اند كه سنگ هاى كوچك با اشكال و اندازه هاى مختلف روى سكوى سنگى روى هم چيده شده اند.

شايد اين ستون هاى سنگى كوچك كه تعداد آن هم در غالب موارد از هفـــــت سنگ تجاوز نمى كند براى برآورده شدن نذرى با اين دقت روى سر يك‌ديگر چيده شده اند، شايد هم از اعمال ورودى به غار يافتن سنگ هاى كوچك و چينـــــش آن‌ها روى يك‌ديگر باشد تا در دو رديف اطراف مسافر ستون هاى سنگى كوچك را شكل دهند ولى كسى نمى داند. چون تمام مسافران ايرانى اند كه تعداد آن‌ها از دو يا سه نفر هم تجاوز نمى كند با عبور از پله هاى سنگ فرشى، چيـــــــــدن تفريحى سنگ هاى كوچك روى سر يك‌ديگر به پله اى طولانى و فلزى مى رسى كه براى صعود به دل غار در اينجا جاى گرفته است، پله ها را نشمـــــــرده ام اما حدود صد پله مى شود و بعد دل غار و محل خواب اصحاب مشخص مى شـــــود.

مى گويند اگر از خدا خواسته اى داشته باشى و در دهانه ورودى غار كه هيـــــچ عمقى ندارد و بيش‌تر به مثابه يك فرورفتگى در دل كوه به نظر مى رسد بايستى و خواسته ات را از دل بگويى چنانچه حاجت تو برآورده شود يك قطــــــره آب روى سرت چكه مى كند اما پيش از اين‌كه به اين دهانه پرابهت  و فرورفته در سكوت برسى يك فضاى روحانى هم‌چون معبدى بدون سقف يا نمــــازخانه اى با سقف آسمانى در كنار سمت چپ مى بينى كه در بلندترين نقطه ديواره كوهى آن يك شعله كوچك از شمع باقى مانده روشن است و پيش از رسيدن به اين نمازخانه بدون سقف كه ديوار پنجره مانند دارد و چادرنماز هاى تميـــز در كنار آن روى هم چيده شده سكوت عجيب كوه، غار، راه و جاده تو را مى گيرد.

به طور حتم تاكنون نظير اين سكوت را لمس نكرده اى اما بـــا ورود به دل سنگ فرش كوه سكوت پرابهت را باور مى كنى و آن‌چنان تو را محو مى كند كه هر كه از غار اصحاب كهف بپرسد تنها از ابهت سكوت آن مى گويى.

با تمام اين سكوت و ستون هاى سنگى كوچك چيده شده در سكو هاى سنگى يك گربه هم‌سفر در اين راه تمام دو سه نفر مسافر را متعجب كرده است. گربه از ابتداى راه با تو مـــــى آيد تا به بالا برسى، مى ايستد نگاه مى كند و هيچ نمى گويد بعد كه قصد بازگشت دارى باز هم با تو قدم برمى دارد تا پايين كوه و باز اين صحنه با حضور مســـافران ديگر تكرار مى شود. حالا بسيارى فكر مى كنند شايد اين گربه اصحاب كهـــف باشد به جاى سگ اصحاب كهف.غروب كه مى شود هر چند صداى اذان در كـــوه نمى پيچد اما روحانيتى غريب تو را در خود فرو مى برد.

قداستى پرابهت كه گـــويى تنها مخصوص غار اصحاب كهف است؛ در نخجوان در جمهورى آذربايجان، در همسايگى ايران.

منبع: روزنامه شرق و

+ نوشته شده در  86/10/10ساعت 8:18  توسط حیدر صادقی  | 

+ نوشته شده در  86/10/09ساعت 9:22  توسط حیدر صادقی  | 

 رقابت یا اختلاف ؟

 

نمیدانم چرا افکارم به مسئله علمدار گرگر کشیده شد . مسئله ای که ساخته و پرداخته مغز بیمار یک عده نا معلوم است و از  این مسئله  چماقی ساخته اند وما هروقت خواسته ای را مطرح کرده ایم به این بهانه و با دست آویز قرار دادن عده ای نا آگاه  ، موجب به تاخیر افتادن آن شده اند مانند مسئله بیمارستان ، دانشگاه و ....خیلی چیز های دیگر  من خودم جد اندر جد اینجایی هستم و الان تقریباً سنی ازمن گذشته است ، هرچه فکر میکنم در حال یا در گذشته بخاطرم نمی آید که اختلافی کلی یا جزئی با آبادی طرف مقابل داشته باشم چه آن زمانها که خیابانی در وسط نبوده یا اکنون که دیگر کشیدن مرز بین این دو ( آبادی قدیم) امکان ندارد . بنظر می آید این تعبیر غلط توسط مهمانانی بکار برده میشود که بعداً در این شهر مقیم شده اند ، و رقابت های زمان قدیم را که این شهر بزرگ و زیبا دو آبادی کوچک و مجزا از هم بوده به حساب اختلاف میگذارند از آنانی که امروزه این حرفها را میزنند بپرسید کدام گرگری با کدام علمداری دعوا کرده حتی شاید یک مورد هم بیاد نداشته باشند .

حالا شما فکر بکنید دعوایی هم شده آیا دو علمداری و یا دو گرگری هیچوقت با هم دعوا نمیکنند پس به این کلانتری و دادگاه چه کسانی مراجعه میکنند آیا وقتی دو علمداری باهم  یا دو  گرگری باهم اختلافی پیدا میکنند میخواهند علمدار یا گرگر را بین خود تقسیم بکنند . در زمانهای قدیم شاید بین یک نفر از آن طرف با شخصی از این سو دعوایی بر سر خرید ویا فروش چیزی صورت گرفته ، این چه ربطی به امروزه یا حتی آن زمان اهالی دو آبادی داشته ؟ من که نمیدانم اگر شما ارتباطی میبینید بفرمایید در قسمت نظرات وبلاگ بنویسید

من تا آنجایی که دیده ام و بیاد دارم پدرم از طرف مقابل هم خرید میکرده و حتی در ماشینی که دچار حادثه میشوند با یکی از آن ها همسفر بوده  (که خودم نیز امروز با فرزندش دوستی دارم )من امروزه واقعاًخجالت میکشم وقتی میشنوم یک عده ای برای آوردن یک امکانات عمومی برای این شهر زحمت می کشند و تلاش میکنند عده ای دیگر بجای پشتیبانی  با صرف هزینه ای زیاد در راه آن مانع می تراشند . واقعاً در عصر ارتباطات و دهکده جهانی این شرم آور است .

بیایید تلاش کنیم یک هیئت خودیاری دلسوز برای این شهر انتخاب بکنیم همه کمک مالی بکنیم و امکانات بیشتری را به منطقه  ، به شهرمان جذب بکنیم.ما با اینهمه امکانات خدادادی و مغز های فعال هنوزنتوانسته ایم نمـــاینده ای مستقل داشته باشیم چرا؟، چرا باید بیست ســــــــــال بیمارستان  ما معطل بماند ؟ چرا ما باید بعد از دور افتاده ترین شهــــــــر ستان ها دارای دانشگاه شویم . آیا وقتش نیست که به این چرا ها فکر بکنیم ؟

هیچوقت فراموش نمیکنم شنبه بازار قدیم علمدار را که چه لذتی داشت و آن صدای تالاپ تالاپ پنبه پاکنیش وو آن چشمه بغل مسجد و  قهوه خانه داخل بازار و آبگوشتهای لذیذش ، بهر حال برادر و خواهر ، باور بفرمایید زمان این حرفها گــــذشته است از قافله عقب نمانیم زمان می گذرد و کاری نکنیم که در آینـــــــده فرزندانمان به ریش ما بخندند و برای ما نفرین بفرستند .

من به سهم خودم میگویم با هیچکس بر سر این دو نقطه شهر یا حتی با هیچکدام از آبادی های اطرافم ندارم بلکه خوشحال و سربلند نیز می شوم که به هر نقطه این شهرستان امکانات جدیدی اضافه شود  .سربلند و پیروز باشید

+ نوشته شده در  86/10/08ساعت 0:13  توسط حیدر صادقی  | 

  • ثبت نام از كانديداهاي هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي از 15 دي ماه آغاز و به مدت يك هفته ادامه خواهد داشت.
  • در اين انتخابات مشخصات راي دهندگان بر اساس كد ملي ثبت شده و اسم و فاميل نوشته نمي شود و هيچ كاري به شناسنامه ها نداشته و فقط مهر در آن ثبت ميشود.
  • تاكنون 92 مليون كد ملي براي شهرونداني كه شناسنامه داشته اند و دارند صادر شده است.اين كد منحصر به يك فرد است و قابل تكرار نيز نمي باشد.
  • از 43 مليون نفر واجد شرايط راي دادن در اين دوره انتخابات ،نزديك به 42 مليون نفر تقاضاي كارت كرده اند كه اغلب كارتشان را دريافت كرده اند و بقيه هم در حال صدور ميباشد.
  • شوراي نگهبان اين هفته در خصوص برنامه نرم افزار شمارش رايانه اي انتخابات اعلام نظر خواهد كرد.
  • به نامزدهاي انتخابات اين دوره سهميه ويژه بنزين اختصاص مي يابد.
  • نصب هرگونه پوستر ،تراكت ،پلاكارد و دست نوشته بر روي ديوارها و معابر شهرها و روستاها ممنوع اعلام شده است و تنها نامزدها مي توانند براي معرفي خود و برنامه هايشان از بروشور و نشريات و سايتها و وبلاگها استفاده كنند.
  • نهايتاً اينكه انتخابات در روزجمعه 24 اسفند ماه سالجاري همزمان در سراسر كشور برگزار ميشود. 
  •   

    منبع خبر وبلاگ ایران گویا ایشان هم از مرند آنلاین نوشته اند بهر حال یک خبر عمومی است که در روزنامه ها هم آمده بود

 
+ نوشته شده در  86/10/07ساعت 10:0  توسط حیدر صادقی  | 

گوشه ای از واقعیت تاریخ منطقه

 

با توجه به اینکه این روزها شاید بعلت تحولات زیادی که در منطقه وجود دارد شروع به نگارش کتاب هایی درباره منطقه مینمایندو بعضی از این نویسندگان کم سوادی چون من با نوشته های خیالی خود تاریخ منطقه را مخدوش کرده و با این کار صدمات جبران نا پذیری به منطقه وارد مینمایند که این مطالب آیندگان را بر سر شک و تردید قرار خواهد داد و باعث خواهد شد که هرکسی تاریخ را آنگونه که میخواهد و به نفعش میباشد بنویسد و واقعیت ها در پرده ای از ابهام قرار خواهند گرفت و یکی از آن مسایل واقعیت تاریخی محال گرگر است که یک عده ای به عمد و یا به جهل آنرا مخدوش مینمایند . برای روشن شدن اذهان جوانان عزیز مطالبی از یک نوشته مستند از دفتر خاطرات یک معلم بزرگوار ( که خداوند طول عمر باعزت برایشان عطا فرماید)آورده میشود .

شک نیست با شرح و بسط و اتخاذ سند از منابع تاریخی و نوشته و نظر نویسندگان در شناساندن اصل و ریشه بخصوص قدمت تاریخی منطقه بر همگان خصوصاً خوانندگان مسلّم و محرز گردید در نوشتار تقدیمی کمال بی طرفی و بدور از رعایت تعصبّات محلی و قومی و عشیره ای مطالب ،

برای مطالعه کامل مطلب کلیک فرمایید

+ نوشته شده در  86/10/06ساعت 23:36  توسط حیدر صادقی  | 

از یاد تو غافل نتوان کرد به هیچم      سر کوفته مارم نتوانم که نپیچم

گلستان

 

 

در این پسـت مطلبی زده بودیم از مشکلات یک جوان ، یا بهتر بگـــویم از مشکلی که برای یک جوان ایجاد کرده بودند ، عده ای که غـــــرور شــان اجازه نمیدهد مانند آن طاووس که پاهایشان را نگاه بکنند فقط پـــــر های قشنگشان را می بینند . به خواهش دوستی !!! حذف کــــــردیم تا از بار عذاب وجدانشان کم شود و بجایش این شعر صائب را برای خــالی نبودن عریضه نوشتیم تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد . امید کــــه این توضــیح و این بیت جای خالی مطلب را پر نماید

 

من از احـــــــــــوال آن خار سر دیوار فهمیدم

 

که ناکس ، کس نمیگردداز آن بالا نشینی ها

 

 

آنکه چون پسته دیدمش همه مغز         پوست بر پوست بود همچو پیاز

 

پارسایان روی در مخلـــــــــــــــوق         پشت بر قبلـــــــــه میکنند نماز

سعدی

+ نوشته شده در  86/10/02ساعت 11:36  توسط حیدر صادقی  | 

 

مراسم تجلیل از کارمندان نمونه استانی (عکس آقای حرفتی)

یک مدیر موفق

 

شهرستان جلفا تا کنون مدیران بومی موفق زیادی بخود دیده است

که با تلاشهای شبانه روزی خودشان خدمات شایانی به شکوفایی و رونق منطقه نموده اند و چون یکی از اهداف و خواسته های این وبلاگ استفاده از مدیران بومی شهرستان میباشد ( بخاطر اینکه  در عمل نیز ثابت شده است در اداراتی که از مدیران بومی استفاده نموده اند پیشرفت کارها چشم گیر بوده است .)یکی از این مدیران موفق که اینجانب آشنایی بیشتری با ایشان دارم آقای زین العابدین حرفتی میباشد که چند سال در پست رییس مخابرات شهرستان خدمت نمود و در مصاحبه کوتاهی که من با ایشان داشتم اعلام کردند که در زمان ریاست ایشان حتی در روستاهایی که خانوار های کمتری داشتند مرکز تلفن دایرشده است . ایشان تقدیر نامه های زیادی در طول دوران مسئولیت خود از مقامات کشوری واستانی و شهرستان جلفا دریافت نموده اند که در زیر به تعدادی از آنها اشاره میشود :

 تقدیر و تشکر از طرف وزیر ارتباطات و فناوری و اطلاعات ( آقای محمد سلیمانی 15/04/85 )

 تقدیرتوسط فرماندارمحترم شهرستان جلفا  آقای عزیزی فرد 21/03/80

تقدیرتوسط شورای اسلامی برگزیده استان و رییس شورای اسلامی شهرستان جلفا ( به ریاست آقای یزدانی )

تقدیر از طرف شورای اسلامی شهرستان جلفا (به ریاست آقای حسن فدایی شجاعی  که خود استاد یکی از مسئولین موفق شهرســــتان میباشد .)

تقدیر توسط بخشدار بخش مرکزی ( آقای موسی خانی ، که خود  یکی از مسئولین موفق بومی )

تقدیر توسط رییس هیئت مدیره و مدیر عامل مخابرات استان آذربایجان شرقی ( آقای وصلی 13/11/84 )

وتقدیر نامه های ی دیگر از طرف فرماندار آقای راستگو و آقای قاسمی ،فرماندار فعلی شهرستان و....

با آرزوی موفقیت های بیشتر برای ایشان و تمام خدمتگزاران صدیق و مومن و مسلمان شهرستان جلفا و سراسر ایران اسلامی

البته لازم به یاد آوری است که در سطح مدیران کشوری نیز شهرستان ما سهم به سزایی دارد 

+ نوشته شده در  86/10/02ساعت 9:25  توسط حیدر صادقی  |