تبليغاتX
شهرستان جلفا

شهرستان جلفا

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس @@@ بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس

این خبر را از ماهنامه داخلی مهر و آبان منطقه آزاد صنعتی تجاری ارس انتخاب کرده ایم

فرمانداری جلفا به هادیشهر انتقال میابدفرمانداری شهرستان جلفا

استانداری آذربایجان شرقی از تصویب توسعه محدوده منطقه آزاد ارس در کمسیون اقتصادی هیئت دولت خبر داد .

به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل منطقه آزاد ارس به نقل از خبرگزاری فارس ، احمد علیرضا بیگی استاندار آذربایجان شرقی در نخستین کنفرانس مطبوعاتی خود از تصویب طرح افزایش محدوده منطقه آزاد ارس خبرداد و گفت : این موضوع به تصویب کمسیون اقتصادی هیئت دولت رسیده است . وی گفت : براساس این مصوبه محدوده منطقه آزاد ارس از 9 هزار 700 هکتار کنونی به حدود 22 هزار هکتار افزایش خواهد یافت . بیگی وجود منطقه آزاد ارس را فرصتی استثنایی برای آذربایجان شرقی توصیف کرد و افزود  : باید به اینکه منطقه آزاد ارس در روند توسعه استان در حد انتظارات نقش آفرینی نکرده است اذعان نمود .

وی اضافه کرد : دولت تمام تلاش خود را بکار می گیرد تا با فراهم کردن بستر ها و زیر ساختهای لازم این منطقه را بیش از گذشته رونق داده و سهم آن در توسعه استان را افزایش دهد .

استاندار آذربایجان شرقی تصریح کرد : در راستای این تلاشها ، با خروج فرمانداری از شهر جلفا و انتقال آن به هادیشهر موافقت شده است .

آلبوم شهرستان جلفا با تصاویر یادگاری قدیمی بروز شد  

+ نوشته شده در  87/08/27ساعت 23:1  توسط حیدر صادقی  | 

اطلاعیه

دوستان سلام

این وبلاگ بتازگی صفحات جدیدی با استفاده از امکانات تازه سرور بلاگفا به  قسمت پیوند های روزانه وبلاگ اضافه نموده است که امید واریم مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد :

امیدوارم با نظرات خود مارا راهنمایی فرمایید.

مطالب اصلی کماکان در صفحه اصلی وبلاگ و مطالب متفرقه به اول همان صفحات جدید  مربوطه اضافه خواهد شد .

منتظر نظرات شما هستیم .

+ نوشته شده در  87/08/26ساعت 6:46  توسط حیدر صادقی  | 

ضرب المثل ها ( 1)

1 - گئدر بوستان قیئراسی* ، قالار اوزون قره سی . /  خربزه (البته نارسش ) در بوستان تمام می شود ولی رو سیاهی برای همیشه می ماند . 

2 – بوستان چونون قولاقی کار (کر) اولار . / گوش های صاحب بوستان زمان رسیدن خربزه ها کر می شود .  

3 – آروادی* ار* ساخلار ، بوستانی وه ر* . / زن را شوهر حفاظت می کند ، بوستان راهم خاکی که بعد از روییدن ساقه دور آن میریزند ( تا آب مستقیم به ربشه نخورد) نگهداری مینماید

ادامه ضرب المثلها را در صفحه جدید در پوند های روزانه و در همین لینک مطالعه فرمایید

+ نوشته شده در  87/08/24ساعت 17:39  توسط حیدر صادقی  | 

گزنه گیاهی است دارویی و مفید که از زمانهای قدیم برای بشر شناخته شده بود و برای تغذیه و طبابت مورد استفاده قرار میگرفت . در تمام نقاط شهرستان جلفا در کنار چشمه ها و نهرها و مزارع بصورت خودرو و کشت بعمل می آید .

جالینوس حکیم که در قرن دوم میلادی زندگی می کرده آن را برای رفع سرماخوردگی و بیماری دستگاه تنفسی بکار می برده است .

اگر موی سرتان میریزد یا شوره میزند ادامه مطلب را در صفحه جدید مطالعه بفرمایید.

+ نوشته شده در  87/08/22ساعت 12:17  توسط حیدر صادقی  | 

ریس مجلس در پاسخ به تذکر نماینده مرند - جلفا در خصوص اعلام وصول نشدن استیضاح وزیر جهاد کشاورزی گفت : تلاش می شود تا آنجا که ممکن است کار به استیضاح کشیده نشود و اگر اشکالی در یک وزارت خانه وجود دارد ، رفع شود .

سیروس سازدار پیش از پایان جلسه علنی دیروز در تذکری آیین نامه ای با اشاره به سخنان هشتم آبان نایب رییس اول مجلس مبنی بر این که طرح استیضاح وزبر جهاد کشاورزی تحویل هیئت رئیسه مجلس شده و یازده آبان اعلام وصول خواهد میشود  ، گفت : اگر ما از حقوق کشاورزان که قشرهای بی سرو صدا و بی حمایت جامعه هستند ، دفاع نکنیم ، چکار دیگری باید انجام دهیم .

علی لاریجانی ، رییس مجلس نیز در پاسخ به این تذکر گفت : نمایندگان طبق قانون اساسی و آیین نامه ، حق دارند که وزیران را استیضاح کنند و کسی نمی تواند این حق را ضایع کند ، کما اینکه استیضاح قبلی هم انجام گرفت .

لاریجانی از ابوترابی فرد خواست تا جلسه ای با حضور وزیر جهاد کشاورزی و طراحان استیضاح برگزار شود .

+ نوشته شده در  87/08/20ساعت 21:52  توسط حیدر صادقی  | 

نماینده مرند جلفا چه میکند .

روز جمعه بصورت تصادفی از یک بلند گوی بیگانه که دشمنی آن با انقلاب اسلامی ایران بر کسی پوشیده نیست ، شنیدم که  از قول نماینده مردم مرند – جلفا اعلام کرد گویا عده ای از نمایندگان برای استیضاح وزیر کشاورزی در صحن مجلس امضاء جمع می کنند که تعداد امضاء کنندگان طرح استیضاح نیز برای ارایه به هیئت رئیسه مجلس به حد کفایت رسیده و در حال افزایش است ......

اصل مسئله و مطلب در ظاهر هیچگونه ایراد و اشکالی ندارد ، ولی چرا نماینده ما ، آقای سیروس سازدار ؟!!!... . همچنین با توجه به مدت کمی که از عمر دولت آقای احمدی نژاد باقی مانده است ( و آنهم با توجه به جریانات پیچیده جهانی و داخلی  امروز ) ؟!!!!..  ، با در نظر گرفتن جوانب امر بنظر میرسد این کار بوی سیاسی کاری می دهد و سنگ اندازی  و کند کردن  پیشرفت کارهای دولت در برنامه کاری بعضی از نمایندگان قرار دارد  ، و واقعآ به بخاطر انجام ندادن کارهایی که بر شمرده اند نمیباشد ، چون اجرای کارهای مورد نظر نمایندگان محترم احتیاج به قانون دارد که باید آنرا مجلس محترم تصویب و دولت را ملزم به اجرای آن نماید .

کاری به نمایندگان دیگر ندارم روی سخنم با کسی است که تمام و کمال برای پیروزیش در انتخابات علاقه مند بودیم و هستیم

برادر عزیز ، نظر شخصی من این است و از شما انتظار دارم از رئیس جمهوری که شاید به اندازه تمام روسای دولت های قبلی کار انجام داده است حمایت بکنید و سنگ اندازی و سرگرم کردن دولت به کارهای جانبی را به دیگران واگذار نمایید که این امر، حیف و میل بودجه و اتلاف وقت نمایندگان مردم میباشد . بنظر من که در انتخابات قاطعانه از شما حمایت کرده ام ( البته نه بخاطر حمایت اصلاح طلبان از شما بلکه بخاطر مسایل و مشکلات شهرستان . حتی در آن زمان بدون اطلاع خود شما سایتی نیز که روزانه ششصد ، هفتصد بازدید کننده داشت راه اندازی کردیم و هنوز نیز فعال  است و با درج کارهای و سخنرانی های شما ، و با مطالب  متنوع بکار خود تدامه میدهیم .)

برای مشاهده و مطالعه کلیک فرمایید .

جناب آقای سیروس سازدار عزیز  :

شما باید اولویت کاری خودتان را که رفع مشکلات منطقه و مردم ایران میباشد فراموش نکنید ، دست به کارهای دشمن شاد کن نزنید . در این مدت کوتاه باقی مانده از عمر دولت به طرح ها و پروژه های نیمه تمام و معطل مانده فکر بکنید ، پمپاژ آب به دشت گلفرج ، راه قره بلاغ ، پمپاژ آب به هادیشهر ، حل مسایل منطقه آزاد و تعریض راه خدآفرین به جلفا و نماینده مستقل برای شهرستان جلفا و  ...... و طرح های برزگ و کوچک دیگر که همت شما را می طلبد . البته نیازمندیهای شهرستان مرند نیز مسئولیت شما را صد چندان میکند ، زیرا  شما مسئولیت نمایندگی دو شهرستان را بدوش دارید و امیدوارم مارا در پیش مردم فداکار مرند سربلند فرمایید .

خودتان می دانید که استیضاح این دولت (وزیر) بغیر از اتلاف وقت مجلس و بودجه کاری از پیش نمی برد . چهار سال زمان اندکی است ، روزهای گذشته را ارزیابی بکنید ، مشکلات منطقه و ایران فراوان است و زمان اندک ، پس همیشه در فکر اصلاح امور باشید و کارهایی را که در این مدت پیگیری نموده اید حداقل به پشت شیشه دفتر مردمی خودتان  در هادیشهر (که همیشه بسته است. ) و دفتر مرند  الصاق فرمایید .

ما شما را مسلمان و مرد عمل میدانیم و باور داریم که شما میتوانید .    یاحق

برگزیده ترین مطالب در انتخاب 86

فید خوان

+ نوشته شده در  87/08/18ساعت 9:30  توسط حیدر صادقی  | 

 عبور مظفرالدین شاه قاجار  از ارس

بیست و دو سال بعد از عبور ناصرالدین شاه ، مظفرالدین شاه قاجار نیز در جریان نخستین  سفرش به فرنگســــتان  همچنان در جلفا از ارس گذشته است . و در سفر نامه اش چنین یاد کرده است :

امروز (بیست محرم 1318 هجری قمری برابر با بیست مه 1900 ) باید از جلفای خاک خودمان به جلفای روس برویم و به سلامت از رود ارس بگذریم . صبح که از خواب برخاستیم هوا به طوری منقلب و رعد و برق بود و باران می بارید که ما فوق نداشت و چون خدام حرم می خواستند رفتن و عبور ما از رودخانه تماشا کنند و عمارت پستخانه خوب مشرف ، رودخانه نبود ، دوباره اینجا را که منزل ما و مشرف به ارس است ، قرق فرمودیم وحرم به اینجا آمدند . تا دو ساعت به غروب مانده که وقت حرکت ما بود ،جناب اشرف صدراعظم فرستادند که موقع حرکت است . از اندرون بیرون آمدیم ، ولیعـــهد همراه ما بود . جناب اشرف صدراعــظم و وزیــر دربار موثق الدوله، وزیر همایون ارفع الدوله ، و امین حضرت با لباس رسمی در جلو درب حاضر بودند و طرفین را ، ایرانیها ، اهل اردو و افـــــواج و ســــوار حـــاضر رکـــاب و موزیکانچی ها و قزاق ها که همراه هستند  ، گرفته تا لب رود ارس با کمال نظـــم صف بسته ،ایستاده بودند . قایق مارا لب رود حاضر کرده بودند ، توکــــل به فضــل خدای تعالی نموده  ، داخل قایق شده ، روی صندلی که برای ما گذارده بودنـــد ، نشستیم . اشخاصی که در قایق ما بودند از این قرار است :

ولیعهد اعتماد السلطنه جلو ما ایستاده و تماشا میکرد . جناب اشرف صدراعظم

 و وزیر دربار و وزیر همایون و امین حضرت که قوری آب یخ در دست داشت جلوی روی ما  ایستاده ، و مشغول عرض و صحبت بودند .

قایق مارا عملجات که لخت شده اند ، توی آب با طناب می کشند ، وضع این رودخانه در اینجا این است که بواسطه بلندیهای زمین که در وسط رودخانه پیدا است رود خانه را به دو شعبه منشعب کرده است . از یک طرف قایق راکب را میرساند به جزیره ، از آنجا پیاده شده داخل جزیره می شود و از طرف دیگر به قایق روسها سوار می شود که با مفتولی از آهن ، مثل طناب کلفت مهار کرده ، به ساحل آنطرف می کشند و راکبین را با کمال سهولت به خشکی می رساند .

خلاصه ما قدری که با قایق رفتیم ، بلند شده بطرف ایران و اهالی خودمان دستمال تکان داده و اظهار لطف و مهربانی کردیم که یک مرتبه تمام مردم دست به دعا و سلام صلوات بلند کرده ،هیجان غریبی برای آنها دست داد ، بما هم حالت موثری رخ نمود .

قایق ما به محاذی جزیره نرسیده ، قدری از راه و رسم معمول پائین تر رفت ، خیلی اسباب اضطراب مردم شده بود. بحمدالله سالماً به جزیره رسیدیم و از آن   طرف سوار شده ، به ساحل رود رفتیم .

برگزیده ترین مطالب در انتخاب 86

فید خوان

+ نوشته شده در  87/08/17ساعت 22:14  توسط حیدر صادقی  | 

گردو (جوز) 

گیاه شناسی :

گردو درختی است زیبا و سایه افکن که بعنوان درخت زینتی بکار میرود . این درخت در مناطق معتدل دنیا و همچنین در اغلب روستاهای شهرستان جلفا از جمله روستاهای لیوارجان و زاویه و قشلاق و ارسی و سایر روستاها......و همچنین در دشت پهناور گوردیان رشد و پرورش می یابد .

برای مطالعه کامل مطالب در صفحه جدید کلیک فرمایید  

فید خوان

+ نوشته شده در  87/08/15ساعت 21:29  توسط حیدر صادقی  | 

+ نوشته شده در  87/08/13ساعت 12:55  توسط حیدر صادقی  | 

یک آواز عامیانه 

یار بیزه قو ناق گله جک (یار به میهمانی ما خواهد آمد) 

در این نوشته میخواهم به بررسی یکی از آهنگهای فولکلور آذربایجان بپردازم یعنی  

ماهنی (آهنگ) زیبای "یار بیزه قوناق گلجک". شاید یکی از ده آهنگ معروف

فولکلوریک آذربایجان را بتوان همین آهنگ دانست که از نظر مضمون؛ نزدیکی

بسیاری به شاهکار فوکلوریک آذربایجان یعنی "کوچه لََره سو سَپمی شه م" دارد.

در این ترانه ی فولکلوریک قسمت اصلی که تکرار میشود اینگونه است: 

یار بیزه قوناق گَله جَک

بیلمیره م نه واخت گَله جَک

سؤز وئریپ ساباخ گَله جَک 

ترجمه ی فارسی: 

یار به میهمانی ما خواهد آمد .

نمیدانم کی خواهد آمد .

قول داده  که فردا خواهد آمد .

شاید در این نگاه اول توجه خیلیها به پارادوکس میان این سه جمله معطوف شود. یعنی عاشیق (نوازنده ی مردمی آذربایجان) یا خواننده یا هر فرد ی که این ترانه را میخواند؛ با وجود اینکه به قطعی بودن آمدن "سِئوگیلی جانان " اشاره میکند؛ از آمدن او اظهار بی اطلاعی نیز میکند و بعد ادعا میکند که یار او وعده داده که روز بعد خواهد آمد! سینه به سینه روایت شده که در دوران جنگ ایران و روس؛ هنگامی که

طی معاهده ای ننگین (ترکمن چای ) آنسوی آراز (ارس)  از اینسو جدا گشت ؛ بسیاری از مردم دو سوی آراز چشم به راه عزیزان خود ماندند. انتظاری ده ها ساله. انتظاری سخت که یقین از دیدار دوباره ی عزیزان داشت ولی زمانش نامعلوم بود. و چه بسیار عزیزان که در حسرت این دیدار ماندند و ...

 همچنین خستگی و دلشکستگی را میتوان از این ترانه دریافت. احساسی که بعد از یک جنگ خانمانسوز در قسمت دوم بند اول ترانه نمایان است:

الدن گئدیپ تاب توانیم   (یعنی:  تاب و توان من از دست رفته است)

این ترانه ی عاشیقی که بعد ها توسط خوانندگان بزرگ نیز اجرا شد و تقریبا هر فرد آذربایجانی نیز آن را در سینه دارد؛ زاییده ی همان روزهای سخت است. حتی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی؛ اکنون نیز این ترانه ی فولکلور یاد آور آن دوران سخت است؛ روزهایی که مردم دو سوی  آراز یک سال انتظار میکشیدند تا در اول نوروز در دو سوی کرانه های آراز جمع شوند و از پشت سیمهای آهنین به عزیزان خود دست تکان دهند و نظاره گر دوری بستگان خود در عین نزدیکی باشند.    

 در اینجا شعر این ترانه ی زیبا را با ترجمه ی فارسی آن می آورم:

آلا گؤزون آلدی جانیم

اَلدَن گِئدیپ تاب توانیم

سنه قوربان منیم جانیم

یار بیزه قوناق گله جک ؛ بالام

بیلمیره م نه واخت گله جک ؛ گولوم

سؤز وئریپ ساباخ گله جک

دارا زولفون سال هر یانا

گؤزلرین بنزه ر جئیرانا

باخدیم قالدیم یانا یانا

یار بیزه قوناق گله جک ؛ بالام

بیلمیره م نه واخت گله جک ؛ گولوم

سؤز وئریپ ساباخ گله جک

ترجمه ی فارسی:

چشمهای شهلایی ات جان من را گرفتند

تاب و توانم از دست رفته است

جان من فدای تو باد

عزیزم؛ یار به مهمانی ما خواهد آمد

گل من ؛ نمیدانم کی خواهد آمد

قول داده که فردا خواهد آمد

گیسوانت را شانه زده و پرا کنده کن

چشمانت شبیه چشمان آهو است

نگاه کرده و سوختم

عزیزم؛ یار به مهمانی ما خواهد آمد

گل من ؛ نمیدانم کی خواهد آمد

قول داده که فردا خواهد آمد

بر گرفته از اینترنت

 

+ نوشته شده در  87/08/11ساعت 21:35  توسط حیدر صادقی  | 

+ نوشته شده در  87/08/10ساعت 17:23  توسط حیدر صادقی  | 

تصويب مصوبه‌ تسريع در پمپاژ آب “ارس” به دشت‌هاي جلفا و مرند

استاندار جدید و قدیماستان آذربايجان‌شرقي، گفت: مقدمات اين سفر فراهم شده و انشاءالله به همين زودي انجام مي‌شود. وي همچنين در خصوص مصوبات دور دوم سفر رييس‌جمهوري به استان نيز گفت: در اين خصوص جلسات متعددي جهت بررسي نيازمندي‌هاي استان براي ارايه به هيات دولت، برگزار شده است. استاندار آذربايجان‌شرقي افزود: با هماهنگي مجمع نمايندگان آذربايجان‌شرقي در مجلس، نخستين خواسته استان از رييس جمهوري در اين سفر، تصويب مصوبه‌اي در خصوص تسريع در پمپاژ آب رود مرزي ارس به دشت‌هاي جلفا و مرند و انتقال آن به دشت‌هاي شبستر و تبريز در مراحل بعدي است. وي، برطرف شدن مشكل پمپاژ آب ارس به دشت‌هاي جلفا،‌ مرند،‌ شبستر و تبريز را ضامن برطرف شدن بخش عظيمي از نياز بخش‌هاي كشاورزي، ‌صنعت و آب آشاميدني آذربايجان‌شرقي دانست و بر محقق شدن آن تاكيد كرد. عليرضابيگي اضافه كرد: دسته‌بندي اولويت‌هاي مصوبات احتمالي جلسه استاني هيأت دولت در آذربايجان‌شرقي در حضور كارشناسان،‌


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/08/06ساعت 8:36  توسط حیدر صادقی  | 

ناصر الدين‌ شاه‌ در سفرنامه‌ سوم‌ خود منطقه‌ جلفا را بدين‌ گونه‌ توصيف‌ نموده‌:

روز جمعه‌ نهم رمضان‌

امروز بايد برويم‌ كنار ارس‌، چهار فرسنگ‌ راه‌ بود، صبح‌ برخاستيم‌، هوا صاف‌ و آفتاب‌ بود و از باران‌ديشب‌ خيلي‌ باصفا شده‌ بود، اما من‌ سرماخورده‌ بودم‌ استخوانهاي‌ پهلويم‌ و گردنم‌ درد مي‌كرد از بيرون‌رعيت‌ها جمع‌ شده‌ بودند يا علي‌ مي‌كشيدند و داد مي‌زدند، عرض‌ داشتند، اين‌ رعيتها گرگري‌ هستند،دهي‌ است‌ در گرگر كه‌ اسمش‌ قشلاق‌ است‌ اين‌ عرض‌چيها قشلاق‌ مي‌نشينند. از دست‌ قلي‌خان‌سرتيپ‌شان‌ كه‌ نوه‌ حاجي‌خانم‌ است‌ شكايت‌ داشتند، به‌ امير نظام‌ حكم‌ شد به‌ عرض‌شان‌ رسيدگي‌ كند،بعد رخت‌ پوشيده‌ بيرون‌ آمديم‌ سوار كالسكه‌ شده‌ رانديم‌، مردم كه‌ تمام‌ صحرا را زراعت‌ كرده‌ حاصل‌كاشته‌ است‌، بيشتر زراعت‌ هم‌ لگدمال‌ شد، اما تمام‌ صحرا زراعت‌ است‌ به‌ قد يك‌ وجب‌ هم‌ از زمين‌ بلنداست‌ و سبز است‌. رانديم‌ تا رسيديم‌ به‌ اول‌ دره‌، دره‌ خيلي‌ تنگ‌ است‌، اول‌ دره‌ سوار اسب‌ شديم‌، راه‌كالسكه‌ را هم‌ ساخته‌اند. كالسكه‌ مي‌رود اما تعريفي‌ ندارد، همين‌طور سواره‌ رانديم‌، اول‌ دره‌ طرفين‌كوههاي‌ سخت‌ بلند دارد. كوه‌ طرف‌ دست‌ راست‌ اسمش‌ كچيل‌ است‌، اينطرف‌ كوه‌ كه‌ به‌ دره‌ نگاه‌ مي‌كند،سختان‌ است‌، پشت‌ كوه‌ انطرف‌ كه‌ مي‌روي‌ همه‌ نرمان‌ است‌ و كوه‌ خوبي‌ است‌، كچيل‌ اسم‌ يك‌ چشمه ‌ايست‌ در اين‌ كوه‌ كه‌ نادرشاه‌ در سر اين‌ چشمه‌ منزل‌ كرده‌ است‌. كوه‌ دست‌ چپ‌ اسمش‌ دوان‌ است‌، گاهي‌سوار كالسكه‌ مي‌شديم‌ گاهي‌ سوار اسب‌ مي‌شديم‌، اما همه‌ جا كالسكه‌ مي‌رود، آسيابهايي‌ كه‌ در سفر اول‌هم‌ ديده‌ بودم‌ طرفين‌ دره‌ باز همان‌ آسيابها را ديدم‌، رانديم‌ تا كم‌ كم‌ دره‌ تمام‌ شد و وارد جلگه‌ گرگر شديم‌حاجي‌ بيك‌ آمد، يك‌ كبك‌ نر بزرگي‌ زده‌ بود آورد مي‌گفت‌ اين‌ كوه‌ تكه‌ بز دارد و كبك‌ دري‌ هم‌ دارد،خلاصه‌ به‌ جلگه‌ كه‌ رسيديم‌

سوار اسب‌ شدم‌ نهار نخورده‌ بودم‌ رانديم‌ بطرف‌ دست‌ راست‌ يك‌ تپه‌اي‌ كه‌ مشرف‌ بود به‌ گرگر ودهات‌ ارس‌ و خاك‌ روس‌ و غيره‌،رفتيم‌ بالاي‌ تپه‌ آفتابگردان‌ زدند.افتاديم‌به‌ نهار، جلو ما ده‌ گرگر وليوارجان‌ كه‌ هر دو چسبيده‌ بودند به‌ هم‌، خيلي‌ خوب‌ دهات‌  معتبري‌ بود، حاجي‌ خانم‌ در ليوارجان‌مي‌نشيند،بالاي‌ سر ليوارجان‌ يك‌ كوه‌ بلند برف‌داري‌ است‌ كوه‌ خيلي‌ خوبي‌ است‌، همه‌ جاي‌ كوه‌ نرمان‌است‌ و زراعت‌ ديم‌ مي‌كنند، كوه‌ ماليده‌ بسيار خوبي‌ است‌ كه‌ اگر آدم‌ فرصت‌ داشت‌ جاي‌ ديگر از اينجابراي‌ گردش‌ بهتر نبود، زيرا اين‌ كوه‌ يك‌ ده‌ معتبري‌ هست‌ كه‌ اسمش‌ قشلاق‌ است‌، و يك‌ ده‌ ديگر هم‌ هست‌اسمش‌ ارسي‌است‌، همه‌ اين‌ دهات‌ خيلي‌ آباد و معتبر است‌، هر يك‌ بقدر چهارصد يا پانصد خانوارجمعيت‌ دارد. اينجا كه‌ ما به‌ نهار افتاديم‌ ارس‌ پيدا بود، آنطرف‌ ارس‌ كه‌ خاك‌ روس‌ است‌ پشت‌ گرگر وليوارجان‌ كوه‌ بزرگ‌ و بلندي‌ پيدا بود كه‌ اسم‌ كوه‌ قاپان‌ است‌. كوهش‌ به‌ قد البرز نيست‌ اما خيلي‌ بزرگ‌است‌ و برف‌ دارد، زير كوه‌ يك‌ آبادي‌ پيدا بود، باغات‌ و خانوار زياد داشت‌، اسمش‌ اردوباد است‌ بادوربين‌ تماشا كردم‌ اردوباد خيلي‌ جاي‌ خوبي‌ است‌ خيلي‌ قشنگ‌ است‌، آنطرف‌ پشت‌ كوه‌ قاپان‌ محال ‌قراباغ‌ است‌.

تا اينجا فخرالدوله‌ نوشت‌ حالا بعد از شام‌ است‌ گريه‌ ميكند. برخاست‌ من‌ خود نوشتم‌، خلاصه‌ بعداز نهار از كوه‌ سرازير شده‌ به‌ كالسكه‌ نشستم‌، رانديم‌ ميرزا محمودخان‌ وزير مختار ما در پطر آمده‌ است‌،امين‌السلطان‌ آورد، سر سواري‌ ديدم‌ بعد رانديم‌، خيلي‌ راه‌ كه‌ رفتيم‌، به‌ ده‌ شجاع‌ رسيديم‌، در دامنه‌ كوه‌سنگ‌ كوچكي‌ مخروطي‌ قشنگي‌ واقع‌ است‌، شاه‌ پلنگ‌خان‌ را فرستادم‌ از دامنه‌ اين‌ كوه‌ سنگ‌ آورد،سنگهاي‌ سليماني‌ و مرمر خوبي‌ دارد، كوه‌ سنگي‌ كوچك‌ است‌ شبيه‌ به‌ كوه‌ دماوند است‌ وارد منزل‌ شديم‌آقا ميرزا محمدخان‌ فراشباشي‌، چادر و سراپرده‌ را نزديك‌ ارس‌ زده‌اند، پياده‌ شده‌ خيلي‌ كنار رودخانه‌ايستاديم‌، آب‌ تند و زيادي‌ مي‌آيد، خيلي‌ با صفا بود مهماندار ما اميرال‌ پوپوف‌ است‌ و غيره‌ و غيره‌آمده‌اند، شليكونوف‌ مترجم‌ كه‌ طهران‌ بود اينجا آمده‌ است‌، آمدند رفتند پيش‌ امين‌السلطان‌ اين‌ طرف‌هاپست‌خانه‌، تلگرافخانه‌ و بناهاي‌ خوب‌ ساخته‌اند، بسيار با شكوه‌ حاجي‌خانم‌ زن‌ مرحوم‌ محمد رضاگرگري‌ آمده‌ بود، ديده‌ شد خيلي‌ پير است‌، قلي‌خان‌ سرتيپ‌ پسر رحيم‌خان‌ مرحوم‌ نوه‌ اين‌ زن‌ است‌،تجيري‌ دادم‌ دالان‌وار از اندرون‌ كشيدند تا لب‌ ارس‌ چند تا آفتابگردان‌ زدند، شب‌ را زنانه‌ لب‌ ارس‌ شام‌خورديم‌ زن‌ها و غيره‌ گريه‌ مي‌كنند، خستگي‌ مي‌كردند، همه‌ امشب‌ حرفهاي‌ پرت مي زنند  .

جلفا در سفر نامه مظفر الدین شاه ..بزودی

برگزیده ترین مطالب در انتخاب 86

فید خوان

+ نوشته شده در  87/08/04ساعت 9:50  توسط حیدر صادقی  |