تبليغاتX
شهرستان جلفا

شهرستان جلفا

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس @@@ بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس

بمناسبت روز جهانی موزه این مطلب را انتخاب کرده و تقدیم میکنم و امیدوارم مسئولین محترم میراث فرهنگی و همچنین مسئولین دلسوز شهرستان جلفا به اهمیت وجود موزه در شهرستان جلفا پی برده و در این شهرستان که تاریخ و آثار بجا مانده از نیاکانمان  حکایتها در دل نهفته دارند نسبت به ایجاد موزه اقدام نمایند و نگذارند آثار زیر خاکی و اسناد و مدارک تاریخی این منطقه که قدمتی شاید از زمان انسانهای اولیه دارد توسط عده ای سود جو از بین برود چونکه بقول آن دانشمند هندی هر ملتی که تاریخ گذشتگان خود را نداند بناچار  اشتباهات آنها را تکرار میکند . این مطلب برای روز جهانی موزه آماده شده بود که به علت اختلال در اینترنت به تاخیر افتاد

تعریف موزه:

بر مبنای تعریفی که " ایکوم " از موزه می دهد ، موزه عبارت است  از مکان گردآوری ، نگهداری ، مطالعه ، بررسی کردن و به نمایش گذاشتن نعمتهای فرهنگی یا طبیعی به منظور آموزش ، پژوهش و ارزش دادن به این مجموعه ها و لذت بردن از آنها .

اهداف موزه:

هدفهای موزه را می توان بدین صورت خلاصه کرد :

1- نگهداری آثار گذشتگان و نمایش و انتقال آنها به آیندگان .

2- ارزیابی و قیاس میان پدیدارهای تاریخی ، عملی ، فنی ، صنعتی و هنری ِ گذشته و حال.

3- ایجاد و تقویت تفاهم میان ملل و اقوام.

4- شناخت و نمایش سهم اقوال و ملل در فرهنگ و تمدن جهانی .

5- اعتلاء  و بهبود میزان دانش محصلان، دانشجویان، پژوهشگران و ...  .

6- جلوگیری از انهدام فرهنگ بومی و ایجاد سدی در برابر فرهنگهای نامأنوس.

 

منبع مطالب اصلی : وبلاگ وایت تایم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/02/30ساعت 22:39  توسط حیدر صادقی  | 

مه لقا خانی که سال هاست در جشنواره ی فرهنگی ورزشی عشایر قره داغ در قره قیه به مقام قهرمانی می رسد در شانزدهمین دوره ی این مسابقه نیز باز به مقام قهرمانی رسید. در پانزدهمین دوره علی رغم حضور سوارکار حرفه ای از تبریز باز هم اول شد و مورد تشویق و استقبال هزاران تماشاگر حاضر در قره قیه شدم. وی امسال نیز اول شد و از سوی دبير فدراسيون براي حضور در مسابقات کشوري دعوت شد. مه لقا خانی برای من یادآور پریزاد قهرمان قره داغی عصر مشروطه است که سوارکار ماهری بوده و با اسب خود جونگ آت از آراز می گذشته است.و من با افتخار تمام او را پریزاد دوم می نامم.

در بخش مردان مسابقات اسب دواني اين جشنواره که در پنج کورس برگزار گرديد ، در کورس هاي اول تا پنجم به ترتيب صمد حاجي خواجه اي، اسد حاجي خواجه لو، خليل بياني، عزيز بياني و ايرج محمدي عناوين اول را کسب کردند.
در بخش زنان نيز مه لقا خاني براي چندمين بار متوالي عنوان قهرماني را از آن خود کرد و از سوي دبير فدراسيون براي حضور در مسابقات کشوري دعوت شد

به نفرات اول اين جشنواره مبلغ سه ميليون ريال از سوي حاميان مالي آن يعني بانک کشاورزي و منطقه آزاد ارس جايزه نقدي اهدا شد.

منبع خبر : وبلاگ خوب یوخا از اهر

 

+ نوشته شده در  88/02/28ساعت 0:28  توسط حیدر صادقی  | 

قدرت الله عاقلي گرگری متولد 1347 جلفا ( هادیشهر ) مي‌باشد.
وي از سال 1360 با شرکت در کلاس‌هاي آزاد هنرستان ميرک تبريز، فعاليت هنري خود را آغاز کرد و سپس به مرکز هنرهاي تجسمي حوزه انديشه و هنر وارد شد و از محضر استادان پيشکسوت اين رشته و از نقاشان و مجسمه سازان مکتب سقاخانه بهره برد.
اين هنرمند تا کنون 20 نمايشگاه انفرادي و در 47 نمايشگاه و بينال‌هاي گروهي و اکسپوهاي هنري در ايران، مراکش، انگليس، اوکراين، آلمان، فرانسه و قطر شرکت کرده است.
طراحي و ساخت 43 اثر حجمي مونومان شهري و نقش برجسته در ميادين و مراکز عمومي موزه‌ها و نيز ساخت وسايل فني و تکنيکي سينمايي و تئاتر بر عهده داشته است.
مجموعه ريشه يابي نقوش گليم، مجموعه نقوش اسلامي، مقاله مجسمه‌هاي آهني، جنگ در آينه کاريکاتور و نيز مشارکت در تحقيق 50 سال هنر معاصر ايران، تاليف کتاب صد سال مجسمه سازي نوين و مجموعه آثار حجمي و نقش برجسته خطوط دوره اسلامي (از حجم تا ليلي ) و مجموعه آثار چاپ دستي با موضوع سي نقش سي غزل از مولانا از جمله آثار تحقيقي و تاليفي اوست

این هنرمند هادیشهری در سال 1387 نیز نمایشگاهی با عنوان " شمس و پرنده " در نگار خانه
ممیز خانه ی هنرمندان ایران بر گزار نمود .
ادامه مطلب رادر وبلاگ هادیشهر بخوانید

برای آشنایی بیشتر با این هنرمند به وبسایت انگلیسی او ( اینجا ) و وبسایت فارسی ایشان ( اینجا ) مراجعه فرمایید
در ضمن اگر هنرمندان دیگری را هم شما میشناسید به اینجانب در قسمت نظرات اطلاع دهید موفقیت تمام همشهریان عزیز را از درگاه یکتای بی همتا خواهانم

------------------------------------------------------

                                         ۳۰/۲/۸۸

پی نوشت :       چندين غم مال و حسرت دنيا چيست؟

                     هرگز ديدي كسي كه جاويد بزيست؟

                      اين چند نفس در تن تو عاريتي ست

                با عاريتي  ، عاريتي بايد زيست

 

 

+ نوشته شده در  88/02/24ساعت 23:24  توسط حیدر صادقی  | 

ارس‌ را در بيابان‌ جوش‌ باشد
چو در دريا رسد خاموش‌ باشد
نظامي‌
اي‌ صبا گر بگذري‌ برساحل‌ رود ارس
‌بوسه‌ زن‌ بر خاك‌ آن‌ وادي‌ و مشگين‌ كن‌ نفس‌
حافظ
رود آجي‌ و ارس‌ چون‌ رود نيل‌ باستان
‌خواستار از آدمي‌ قربان‌ در آذربايجان‌

شهريار
ز دجله‌ تا لب‌ جيحون‌ زطوس‌ تا به‌ ارس
‌زبارس‌ تا در شوشي‌ ز رشت‌ تا ششتر
قاني‌
گشتيم‌ به‌ يك‌ روز، همه‌ دشت‌ مغان‌ را
رود ارس‌ و دامن‌ كوه‌ سبلان‌ را
دكترمحمود افشار
اي‌ صبا گر بگذري‌ برساحل‌ رود ارس ‌
بوسه‌اي‌ بستان‌ به‌ ياد من‌ از آن‌ سيمين‌ زمن‌
دکتر محمود افشار
خوشا خاك‌ تبريز مشكين‌ نفس
‌خوشا ساحل‌ سبز رود ارس‌
ملك‌الشعراي‌ بها ر

----------------------------

پی نوشت
با تشکر از مسئولین بزرگوار شهرستان جلفا و کلید داغی های ساکن در هادیشهر که بعد از پست مطالبی در وبلاگ شهرستان جلفا و ارسباران ، جهت بررسی مسائل منطقه ورمزیار ( کلید داغی )و حل مشکلات این منطقه نشستی ترتیب داده اند که امید موجب آبادانی این گوشه از شهرستان عزیزمان گردد .

در نظر سنجی انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنید

عرضه مستقیم تولیدات استانهای سراسر کشور از امروز بمدت یک هفته درپارک شهر هادیشهر 

+ نوشته شده در  88/02/22ساعت 23:3  توسط حیدر صادقی  | 

ما نیز این ضایعه دردناک را به تمام همشهریان عزیز و خانواده های احمدزاده ومسعودیفر و  صدر موسوی و ......... و دوستان و آشنایان تسلیت عرض مینماییم و برای باز ماندگان از در گاه ایزد یکتا صبر آرزو مینماییم روجش شاد و قرین رحمت باد

دکتریوسف مسعودی فر دارفانی را وداع گفت

    از زبان یکی از دانشجویانش ( آقای قادری ):

با کمال تاسف از طریق یکی از دوستانم دانشجوی دکترای برنامه ریزی شهری دانشگاه تبریز مطلع شدم که جناب آقای مهندس یوسف مسعودی فر یکی از اساتید خوب دانشگاه تبریز دیروز (18/02/88) بر اثر ابتلاع به سرطان دار فانی را وداع گفته است  استاد که لیسانس جامعه شناسی و فوق لیسانس شهرسازی اش را در دانشگاه پرتلند آمریکا تمام کرده بود و درسهای جامعه شناسی شهری و روستایی ، مدیریت شهری ، برنامه ریزی منطقه ای و طرحهای جامع شهرهای ایران را با ایشان گذاراندم ......... نمی دانم چه بگویم و شاید چیزی به ذهنم نمی رسد که بنویسم واقعا شوکه شده ام . کسی که کلاسهایش همیشه با خنده همراه بود و ندیدم که زمانی که ما می خندیدیم ایشان بخندد. نمی دانم چه بنویسم شاید در فرصت دیگر که بتوانم بر احساسات خود غلبه کنم مطالب بیشتری از ایشان برای شما خواهم نوشت.

یادم است اولین درسی که باهاش داشتیم درس مدیریت شهری بود و ایشان قبل از شروع درس از ما سوالی کردند و فرمودند از نظر شما بهترین مدیری که تا حالا دیده اید یا شناخته اید چه کسی است؟ هر کس جوابی داد کی از پیامبر نام برد یکی از امام خمینی(ره) یکی از مدیر گروه و یکی دیگر هم یکی از اساتید دانشگاه تبریز بنام آقای دکتر صدر موسوی که ایشان پسر خاله مهندس مسعودی فر بود. بالاخره هرکس چیزی گفت و من هم چیزی . وقتی نوبت به کاغذ من رسید مکثی کرد و نگاهی به بچه ها کرد و گفت که چه کسی هیتلر را بهترین مدیر می دوند من دستم را براش بالا بردم و گفت عجب !!!! خواست علت این انتخاب را از بپرسه که بی خیال شد و در ترمهای بعد از من علت این انتخاب را پرسید و قانع شد.

روحش شاد و یادش گرامی باد      شاید هم زندگی همین است ما غافل ایم از بی وفایی آن؟؟؟؟

+ نوشته شده در  88/02/21ساعت 22:26  توسط حیدر صادقی  | 

هره برداری از نخستین خط تولید تراكتور در منطقه آزاد ارس

topaz20 اردیبهشت ماه 1388
با سرمايه گذاري بخش خصوصي، بهره برداری از نخستین خط تولید انواع تراكتور در منطقه آزاد تجاري صنعتي ارس آغاز گرديد
به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل سازمان منطقه آزاد ارس تولید انواع تراكتورهاي شاليزاري، باغباني و دو ديفرانسيل توسط شركت توليدي - صنعتي توپاز در منطقه آزاد ارس توسط مسئولين منطقه اي مورد افتتاح آغاز شد.ادامه مطلب

ایجاد قطبهای علمی و فناوری از استراتژی های اصلی توسعه منطقه آزاد ارس است

pardisefبه گزارش اداره كل روابط عمومي و امور بين الملل سازمان منطقه آزاد ارس، عباس رنجبر , رئیس هیات مدیره و مدیر عامل سازمان منطقه آزاد ارس در آیین افتتاحیه پردیس دانشگاه علوم پزشکی تبریز در منطقه آزاد ارس با اعلام این موضوع افزود : بر اساس مطالعات صورت گرفته , صنعت , کشاورزی , قطبهای علمی و فناوری و تجارت- گردشگری و ترانزیت اصلی ترین استراتژیهای منطقه آزاد ارس در توسعه این منطقه است که آغاز به کار شعبه بین المللی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در این منطقه در راستای همین موضوع است . اذامه مطلب

+ نوشته شده در  88/02/21ساعت 8:4  توسط حیدر صادقی  | 

سفرنامه
سفرنامه کوتاه موالفان کتاب جلفا از دیر باز تاکنون به منطقه ورمزیار ( کلید داغ و وئران باغ ) برای زیارت قبر جرجیس پیامبر
از سه راهی قره بورون محلی مابین جلفا و هادیشهر به سوی روستای گلفرج روانه شدیم پس از طی مسیری کوتاه به روستای سیلگرد رسیدیم . پس از طی حدود یک ساعتی راه خاکی با اتوموبیل به روستای گلفرج رسیدیم از آنجا به بعد راه ماشین رو نبود و ما مجبور بودیم با پای پیاده طی طریق نماییم . از دره ای عمیق عازم شدیم و پس از چند ساعت از طول دره زیبا به آبادیی بنام کلید داغی رسیدیم این آبادی فقیر با ساختمانهای کوتاه و سنگ چین در این دوره از زمان ، مارا به زندگی انسانهای صدها سال پیش برگرداند . در کنار چشمه ای کم آب که پر از جانوران ریز بود کمی استراحت نمودیم . سپس کوله بارمان را برداشته و به راه خود ادامه دادیم . از بالای محلی بنام مُوولی رساندیم ، از آن بالا وقتی به ته دره ای عمیق و طولانی نظری افکندیم ترسی جانکاه بر ما مستولی شد ، زیرا در اثر خستگی راه طولانی ، خودرا از پیمودن باقی راه عاجز می دیدیم . پس از نیم ساعتی استراحت ناچاراً به راه خود ادامه دادیم و از راهی که در پیش رو داشتیم به سوی دره عمیق حرکت کردیم راه قاطر رو با پیچهای بسیار تند ، واقعاًمارا کلافه کرده بود . به هر نحوی که بود خود را به پایین دره رساندیم . آفتاب رفته رفته خود را در پشت کوههای سر به فلک کشیده دره شام قایم میکرد که محل رسیدیم .
رودخانه کم آبی در داخل دره پهن و بزرگ جاری می شد ناجی تمام درندگان و چرندگان و انسانهای ساکن و عابری بود که گاهاً گذرشانبه آن نقطه می افتاد . چون قبلاً نیز چند بار به آنجارفته بودیم و کاملاً به منطقه آشنایی داشتیم خود را به آبادی مانندی که زمانی مسکونی بوده و اکنون به غیر از چند نفر چوپان باگله های گوسفند و سگهایشان ساکن دیگری ندارد ، رساندیم . پس از خودن نان و آب و استراحتی کوتاه ، بهمحل مورد نظر که خود شدیداًشوق دیدارش را داشتیم عازم شدیم .
محل آرامگاه جرجیس پیامبر
در میان دره ای سبز و پر از درختان زرشک ، آرامگاه ابدی جرجیس پیامبر قرار دارد که در نزدیکی آبادی وئران باغ میباشد . با دیدن منظره ای ناخوش آیند از مزار پیامبر خدا یکه خوردیم . این مزار شریف تا چند سال پیش زیارتگاه هزاران نفر از اهالی اطراف بود ، امروزه به تلی از خاک و سنگ تبدیل گردیده است . از قرائن و شواهد پیداست که در چند سال اخیر عده ای از سود جویان به خیال یافتن خزانه ای ارزشمند همه ساختمانهای گلی آن نقطه ، حتی قبر جرجیس پیامبر را نیز مستثنی قرار نداده و به کاوشو خرابکاری خود ادامه داده اند . سنگ قبر را به کناری انداخته و دیوار بالای سر را نیز خراب کرده اند . در بین دیوارها جای یک خم سفالی و یا شبیه به آن مشخص است که به احتمال زیاد جستجو گران چیزی در آن یافته اند و شاید همان خمی باشد که معمولاً زائران نیت میکردند و دست خود را در آن فرومی بردند که در صورت قبولی حاجاتشان منجوقی یا چیزهایی شبیه به آن به دستشان می آمد .حدود سی سال قبل وقتی برای اولین بار خسته و کوفته شبانگاه به آنجا رسیدیم به نظرمان آمد که شهری آباد و پر رونق می باشد ، زیرا از هر شاخه درختی ده ها فانوس روشن آویزان بود و صدای همهمه انسانها اعم از زن و مرد و پیر و جوان در هم آمیخته بود . هر زائری که می رسید اول قربانیش را ذبح می کرد ، سپس دست و روی خود را در آب ضعیف و پربرکت آن مشست و به زیارت پیامبر خدا میرفت . در آن شب تابستان هیچ یک از مردان نخوابیدند و به کشیک گوسفند ها و اسبها و الاغها تا سپیده صبح نشستند که تا مبادا درندگانی مانند گرگ و پلنگ به حیوانات حمله کنند . صبح اول وقت فردایش را بیاد می آوریم که زنان و دختران جوان برای آوردن آب از چشمه ضعیف به نوبت ایستاده اند و صدای شادی و خنده هایشان در بین درختان و صخره ها می پیچید . بچه ها ببالای درختان رفته و خوشه های سرخ وپر بار زرشک را میچیدند و مردها مشغول آتش زدن اجاقها و یا پختن کباب از گوشت قربانی هستند .
اما اکنون از همه جای آن غم می بارد و هیچ صدایی بگوش نمیرسد . اتاقها مخروبه ، درختان و حتی صخره های بزرگ وسبز در سکوتی غم افزا خامش و راکد به عزا نشسته اند و نا امیدانه انتظار رسیدن زوار را می کشند .

امیدوارم این سفرنامه کوتاه موالفان کتاب
جلفا از دیر باز تاکنون
توانسته باشد ضمن معرفی محل قبرجرجیس پیامبر خدا ،
این گوشه محروم مانده ی شهرستان جلفا را نیز تا حدودی به بازدید کننده وبلاگ شناسانده باشد .
کامل تر همین مطلب را دراینجا بخوانید
+ نوشته شده در  88/02/20ساعت 23:24  توسط حیدر صادقی  | 

از شواهد و قراین هویداست که در طول سالیان دراز ، پیش از میلاد مسیح (ع ) فرستادگان و پیامبران بسیاری در سرزمین آذربایجان خصوصاً سواحل رودخانه پربرکت و همیشه خروشان ارس ، از سوی خداوند مبعوث گردیده و ملت و طایفه خود را به یگانه پرستی فرا خوانده اند . چنانکه از تاریخ پیداست عده ای از آنها در کار خود موفق شده اند و عده ای دیگر نا موفق و نا امید گردیده و از خداوند متعال خواستار محو و نابودی بت پرستان شده اند .
حضرت نوح ( ع ) یکی از این پیامبران گرامی خداوند بود که در سواحل رود ارس و نزدیک کوه بلند جودی ( آغری یا آرارات ) و با احتمال زیاد در منطقه نخجوان ( نوح جیخان ، یعنی شهری که نوح از آنجا ادعای پیامبری کرده ) رسالت و پیامبری را برای قوم خود اعلام کرد . ایشان پس از سالیان دراز دعوت و تبلیغ فقط توانست خویشان و بستگان نزدیک و عده ای معدود از اطرافیانش را به یکتا پرستی جلب نماید چون از زحمات بیشتر خود نتیجه کمتری بدست آورد از قوم نادان خود کاملاً نا امید گشته و از خداوند یکتا نابودی آنها را خواستار شد و خداوند تقاضای وی را اجابت کرد . وی همراه مومنانش بر سفینه ای که ساخته بود ( کشتی نوح ) نشستند ، سپس طوفانی سهمگین برخاست و بارانسیل آسا باریدن گرفت آب روی زمین را فراگرفت و با بالا آمدن آب کشتی نوح نبی را بلند کرد .کافران و بت پرستانی که در دین خود اصرار می ورزیدند جملگی در آن دریای خروشان و بیکران غرق و هلاک گردیدند
.

تصاویر بالا توسط باستان شناسان از همین مناطق کشف گردیده و ترجمه نوشته روی یکی از آن تخته پاره ها این است :
ای خدای من ! و ای یاور من !
به رحمت و کرامت مرا یاری نما !
و بپاس خاطر این نفوس مقدسه
محمد (ص ) ، ایلیا =علی (ع ) ، شبر = حسن (ع) ، شبیر = حسین (ع) ، فاطمه (ع)
آنانکه همه بزرگان و گرامی اند !
جهان به برکت آنها برپاست ! به احترام نام آنها مرا یاری کن !
تنها تویی که میتوانی مرا به راه راست هدایت کنی ! ( صفحه 128و 129 کتاب جلفا از دیرباز تاکنون )
بزودی درباره جرجیس (ع ) و .....
----------------------------------------------------------------------------
 این مطلب را هم از سایت آقا مهران بخوانید حتماْ برایتان جالب خواهد بود
 
میزان رای ملت است امام(ره) *
+ نوشته شده در  88/02/19ساعت 8:46  توسط حیدر صادقی  | 

حماسه دلیران ور مزیار
این رخداد تاریخی را چند سال پیش در یک مجلس مهمانی از گفتگوی آقای حبیب الله شاپوری و آقای ابدالی بیاد دارم و گویا فرمان فتحعلی شاه که به مهر و امضای ایشان هم مزین بوده پیش بزرگ خاندان ابدالی ها نگهداری می شده و گویا آنرا رویت هم کرده بودند . ( در اینجا لازم میدانم بگویم که چقدر جای یک موزه در این منطقه تاریخی خالی است . )
در جریان دوره دوم جنگ های ایران و روس ، بعد از انتخاب باسگوویج آن سردار با هوش و با تجربه به فرماندهی سپاه روس تزاری ، سپاه ایران در دو نقطه اصلاندوز و نخجوان متحمل شکستی سخت گردید به طوری که در جبهه اصلاندوز در اثر پاتک روسها آن چنان سر در گم شدند که تا تبریز نتوانستند سپاه را جمع آوری و سازماندهی نمایند .
اما در جبهه نخجوان بعد از حمله و پاتک سپاه روس به فرماندهی باسگوویج و عقب نشینی سپاه ایران ، حرمسرای سپاه و سرداران ایرانی در قلعه عباس آباد باقی ماندند ، و این خبر خشم شاه ( فتحعلی شاه ) را بر انگیخت . (
با عنایت به مدت زمان طولانی جنگهای آن زمان ، همسران سپاهیان نیز با آنان همراه میشدند و در اردو گاه میماندند .)
بعد از چندین بار شورا و طراحی نقشه آزاد سازی حرمسرای شاهی از دست روسها ، ششصد تن از دلیران ورمزیاری که همیشه به شجاعت و دلیری و جنگجوئی شهرت داشتند داوطلب اینکار شدند . آنها با حمله غافلگیرانه به قوای روسی حمله کرده ( شبیخون زدند . ) و آنها را عقب رانده و خود را به حرمسرا رسانده و کلیه زنان را از دست دشمنان آزاد نموده و با خود می آورند که در بین راه تعداد بیست نفر از زنان می میرند ولی بقه نفرات سالم تحویل سپاه ایران می گردد .
در مقابل این دلاوری و شجاعت دلیران ورمزیار ، فتحعلی شاه طی فرمانی این منطقه را که شامل شانزده آبادی می شده از جمله ویران باغ ، دودای ، کلید داغ ، گجلرات ، گلفرج و ..... از پرداخت مالیات معاف می دارد .
اگر از همشهریهای عزیز ورمزیاری اطلاعات بیشتری در این زمینه و در سایر موارد تاریخی دارند برای جمع آوری این اسناد تاریخی شفاهی اری نمایند .
منبع کتاب جلفا از دیر باز تاکنون ( با قدر دانی از زحمات آقای راعی و احمدی )
شمارا به بازدید از وبلاگ جدید هادیشهر دعوت میکنم
+ نوشته شده در  88/02/16ساعت 15:40  توسط حیدر صادقی  | 

دوست و همشهری  عزیز  مان آقای مهندس علی فتحعلیزاده کتابی در باره تاریخ منطقه در دست تالیف دارند که  گوشه هایی از مطالب آنرا اینجا می آورم و مطالب کامل در باره این کتاب را به بعد از انتشار واگذار میکنم و از زحمات دوستمان تشکر و قدر دانی میکنیم

.............

بمنظور جلوگيري از اطاله كلام، نقل وقايع جنايات ارمني و آسوري ها را درايران، اينجا قطع كرده و طالبين را جهت كسب اطلاعات بيشتر به كتاب تاريخ هيجده ساله آذربايجان نوشته احمد كسروي كه موارد فوق از آن نقل شد رجوع داده  ميشود .

توضيح اينكه در باب مطالب فوق مرحوم حاجي تقي  تقي زاده علمداري فرزند آدي گؤزل (معروف به حاجات گؤزل) پدر بزرگ مادري اينجانب كه خود جزو مدافعان محل علمدار از حمله ارامنه بوده به من راقم اين سطور چنين روايت كرده است:

«من با عده اي از علمدار و گرگر، مسلح جهت دفاع از محل خودمان  به دره شام، نزديكيهاي جلفا رفته بوديم و پس از زد و خوردهائي ،ارمني ها ما را محاصره كردند و تبادل آتش ميان ما انجام ميگرفت و تعداد آنها خيلي خيلي از ما بيشتر بود ودر روز هاي آخر اشهد خود را خوانده و منتظر آخرين دفاع بوديم كه صبح يكي از روزها ناگهان صداي شيپور قشون عثماني شنيده شد كه با فريادهاي الله الله از طرف خوي براي كمك به ما مسلمانان رسيدند و جنگ مغلوبه شد و عده اي از ارامنه كشته و باقي مانده فرار كردند».

......

در حدود قرن‌ 16 ميلادي‌ در زمان‌ شاه‌ عباس‌ صفوي‌ دسته‌اي‌ از ارامنه‌ آذربايجان‌ به‌ علل‌ سياسي‌ از ‌جلفا به‌  گيلان و يكي‌ از محلات‌ اصفهان‌ كوچانيده‌ شدند كه هم‌ اكنون‌ اعقاب‌ آنها دراين محله‌ زندگي‌ مي‌كنند.

اين موضوع جنبه سياسي دارد،ارامنه كه در زمان امپراتوري بيزانس دين مسيحي انتخاب و تابع كليساي شرقي قسطنطنيه (استانبول) شدند و عِرق و علائق ديني آنها را به دنياي مسيحيت وابسته نمود و همان عملياتي را كه با آنتونيوس امپراتور روم شرقي در اوايل مسيحيت برعليه ايران آن زمان، انجام داد با عامليت دنياي مسيحيت برعليه مسلمانان در زمان اقتدار مسلمانان عثماني كه حاكميت مسيحيت را در غرب شديداً تحديد ميكردند و با لطايف الحيل سياسيون غربي و ارمنيان وابسته به آنها با دست مردم ارمني بي خبر فراهم آوردند و با تشكيل قشون و گروه ها به قتل و غارت از جمله در ايران نمودند كه موجبات اعمال ايذائي را در خاك مسلمانان فراهم مي آورند. بعنوان نمونه به يكي از آنها از كتاب تاريخ خوي در زير اشاره ميگردد :

خاطرنشا كردن اين مطلب ضروري است كه حدود 900 سال ارامنه با مسلمانان در كنار هم بدون درگيري نژادي در كشورهاي مسلمان زندگي ميكردند (البته اولي در قیموميت دومي بود) و در حكومت عثماني به وزارت هاي امور خارجه و راه رسيدند.

متفقين ارمنيان و آشوريان (سورياني) هاي خاك عثماني را مسلح و بر عليه دولت عثماني در حال جنگ شورانيدند و آنان را به قتل و غارت اتباع مسلمان عثماني وا داشتند كه يكي از اين گروه ها آشوريان مسيحي جنوب درياچه وان در منطقه حَكاري يا حاكّاري بودند كه در ايران به جلو يا جيلو معروف هستند، بود اينها با اشغال شهرهاي قصبه هاي عثماني شروع به چپاول نمودند كه در نتيجه، عثماني ها، كُردان را بر عليه آنها فرستاد و آنان نيز رو به ايران و اروميه آوردند.

دولت روسيه، بويژه در دورة پتر و كاترين، به بهانة حمايت از گرجيان «ارمنيان [مسيحي] و نجات آنان از حاكميت مسلمانان، براي آمال توسعه طلبانة خود توجيه مذهبي ساخت. گرجيان و ارامنه نيز به آنان و عده همكاري دادند»(54).

در نيمه دوم ماه آوريل قواي روسيه به فرماندهي ژنرال استويانوسكي از حدود شهر قارص تركيه بوسيله راه آهن به جلفا و تبريز اعزام شد و در نيمه دوم همان ماه انتقال لشكر سواره قفقاز وسيله ترن بطرف جلفا شروع شد. (42)

نيروهاي روسيه تزاري در 8 ربيع الاول 1327 ق / 30 مارس (ارديبهشت) 1909 ميلادي به بهانه حفاظت از جان اقليت هاي مسيحي و كنسولگري ها به فرماندهي ژنرال سنارسكي (زنارسكي) وارد تبريز شدند. در جنگ  جهاني اول كه ايران بي طرفي اعلام كرد ( 1914 م ) دولت عثماني پس از ورود به جنگ وجود نيروهاي روسي در آذربايجان را بهانه قرار داد و يك تيپ از سپاهيان خود را به فرماندهي خليل بيك به تبريز فرستاد ... و دنباله ماجرا از كتاب تاريخ هجده ساله احمد كسروي:

«در موانه آسوريان و ارمنيان مسلمانان را كشتار كرده و بر بچه ها و زنها نبخشوده بودند و نمايش بس دلگدازي پديدار بود.

آتشي كه از جنگ ارمني و مسلمان شعله كشيده بود، دامنه اشغال آن تا شرق و شمال غرب ايران، من جمله اروميه و سلماس و خوي و نيز جلفا و نخجوان سرايت كرد. در اين زمان راه جلفا و نخجوان مسدود شد و اوضاع آن نواحي به ويژه نخجوان كسب اهميت مي كرده، رفته رفته آتش جنگ شعله ور و بر وسعت خود مي افزود.

يك قطار مركب از چند واگن حامل مسافران ايراني كه از تفليس به مقصد ايران حركت كرده بود، وقتي به ايستگاه نخجوان مي رسد ناگهان صداي شليك تفنگ بلند و جنگ روي مي دهد، جمعي از ارامنه كه در ايستگاه بوده اند مسلمان ها را فريب و به اطاقي مي برند كه از شرّ مهاجمين محفوظ بمانند و شبانه همان مهمان كش ها با اسلحه وارد ان اطاق مي شوند و تمام دارايي آنها را مي ربايند. صبح آن شب مسافرين لخت و عور سوار ترن شده به جلفا مي آيند، عده اي كه از اهالي ديه هاي اطراف جلفا بوده اند متفرق و بقيه كه در حدود چهل نفر مي شدند به وسيله نايب مردم ميرزا علي اكبرخان رئيس عده ي ژاندارمري با بليط مجاني سوار ترن شده به تبريز روانه مي شوند. ...........................

قسمتی ازوصيت نامه پطركبير تزار روسيه

وصيت نامه:

«دولت روسيه را وقتي ميتوان دولت واقعي گفت كه  پاي تخت خود را به استانبول كه كليد گنجهاي آسيا و اروپا است ببرد پس تا ميتوان بايد كوشيد كه به شهر استانبول و اطراف آن دست بيندازيم و كسي كه استانبول و اطراف آن را در دست داشته باشد خداوند همة جهان خواهد بود. پس براي رسيدن به اين مقصود بايد در ميان ايران و دولت عثماني انفاق افكند تا هميشه در ميانشان جنگ باشد اگر چه اختلاف مذهب و عقيده كه مردم ....(مسلمان).....دارند از هر لشگر و سلاحي بيشتر كارگر است و براي تامين مقصود و تسلط روسيه بر آنها بهترين وسيله است . با اين همه بر شما واجبست همواره به هر وسيله كه مي توانيد دو گانگي را در ميانشان سخت تر كنيد و نگذاريد با هم، هم آهنگ شوند. چيزي كه بيش از همه مرا دلخوش مي كند يكي اختلاف عقيده در ميان شيعه و سني ...........

+ نوشته شده در  88/02/13ساعت 23:33  توسط حیدر صادقی  | 

 پیشاپیش تولد حصرت زینب (س) و روز پرستار و افتتاح

شعبه بین المللی پردیش دانشگاه علوم پزشکی تبریز - ارس

را بتمام سفید جامگان رشته پزشکی 

 بخصوص زحمت کشان رشته پزشکی شهرستان

 جلفا تبریک عرض مینمایم .

حیدر صادقی گرگری

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

اگر میخواهید معلمهای ۵۰ سال پیش منو ببینید اینجا کلیک کنید

اگر میخواهید درباره هادیشهر بیشتر بدانید اینجا را کلیک کنید

ااینجاهم تصاویر جدید از داران هست

 

+ نوشته شده در  88/02/09ساعت 11:53  توسط حیدر صادقی  | 

كلنگ زني و افتتاح بيش از 15 پروژه در منطقه آزاد ارس
با حضور صلاحي مشاور رئيس جمهور در امور مناطق آزاد و ويژه اقتصادي، بيش از 3 پروژه عمراني، رفاهي و آموزشي و نيز 12 پروژه اجرايي و عمراني مورد كلنگ زني قرار مي گيرد.
به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل سازمان منطقه آزاد ارس، همزمان با برگزاري همايش بين المللي فرصتهاي سرمايه گذاري در استان آذربايجان شرقي با حضور دکتر صلاحی و مدیران عامل مناطق آزاد و مقامات استاني، پروژه هاي مختلف عمرانی فرهنگی و آموزشی در منطقه آزاد ارس كلنگ زني و افتتاح مي گردد.
بر اساس اين گزارش پرديس بين المللي دانشگاه علوم پزشكي تبريز در ارس، مجتمع مسكوني 36 واحدي ارس و مجموعه رفاهي امامزاده سيدمحمد روستای نوجه مهر و چندین پروژه ديگر از جمله طرح هايي هستند که به بهره برداری می رسند.
همچنين عملیات عمرانی پروژه های پل غيرهمسطح جلفا- مرند (گرديان-ايواوغلي)، عمليات اجرايي فنس كشي محدوده غربي جلفا، عمليات اجرايي فنس كشي محدوده شرقي جلفا، عمليات اجرايي فنس كشي محدوده خدافرين، پاساژ صنعتي، پل عابر پياده در بلوار رسالت، سوله خدمات شهري، ساختمان اداري سازمان منطقه آزاد ارس، انتقال خط لوله آب صنعتي به شهرك صنعتي 260 هكتاري و آبياري قطره اي پارك كوهستان رسما آغاز می گردد.

منبع :سایت منطقه آزاد ارس

--------------------------------------

پی نوشت :

لازم بیاد آوری است که پرديس بين المللي دانشگاه علوم پزشكي تبريز در ارس،در تاریخ ۱۰/۲/۸۸از ساعت ۵/۳ لغایت ۵/۵ در سالن منطقه آزاد ارس رسماً افتتاح خواهد شد.

    پردیس دانشگاه تبریز واحد منطقه آزاد ارس هم اکنون با چند رشته در محل سابق شبکه بهداشت و درمان شهرستان جلفا ، واقع در خیابان امام ( ره ) جنب مسجد جامع جلفا  کار خود را آغاز کرده است .

+ نوشته شده در  88/02/07ساعت 6:33  توسط حیدر صادقی  | 

دوست عزیزی در قسمت نظرات وبلاگ راجع به مطلب چند ی پیش اینجانب راجع به راه آهن مسیر جلفا – تبریز اشاره ای داشتند که جای تشکر فراوان دارد .

این یاد آوری  ایشان مرا بر آن داشت که در این مورد بیشتر بررسی نمایم به همین جهت به  ویکی پدیا مراجعه کردم که متاسفانه از همه چیز نوشته بودند جز خط آهن جلفا -  تبریز .

بعد به سایت خود راه آهن جمهوری اسلامی مراجعه کردم  که متاسفانه از مطلب مورد نظر ما خبری نبود در اینترنت جستجو کردم  بغیر از نوشته های خودمان چیزی دستگیرمان نشد . جالب اینجاست که بنظر میرسد اصلاً خط آهنی بنام جلفا – تبریز در این کشور وجود ندارد .

بهر حال ضمن تشکر از دوست عزیزمان  ، مطلب مورد نظر را عیناً  دوباره پست میکنم باشد که مسئولین راه آهن در این مورد نیز مطالبی به وبسایت خود اضافه فرمایند .

  راه‌ آهن‌ جلفا

نخستين‌ بار راه‌آهن‌ آذربايجان‌ بدست‌ دولت‌ روس‌ تزاري‌ در سال‌ 1913 ميلادي‌ ( سال 1281 – 1282 شمسی ) آغاز شد.  و درتابستان‌ همان‌ سال‌ پيش‌ از آغاز جنگ‌ جهاني‌ اول‌ نقشه‌ برداري‌ راه‌آهن‌ جلفا آغاز شد و در پايان‌ همان‌ سال‌ به‌ پايان‌ رسيد.  در زمستان‌ سال‌ 1913 طرح‌ آن‌ تهيه‌ و هزينه‌ پيش‌بيني‌ شده‌ تنظيم‌ گشت‌ و در سال‌1914 مجموعه‌ آنها براي‌ تصويب‌ به‌ وزارت‌ راه‌ روسيه‌ ارسال‌ شد.  در اوايل‌ همين‌ سال‌ كارهاي‌ مقدماتي‌اين‌ راه‌ از قبيل‌ سفارش‌ دادن‌ وسايل‌ ساختماني‌ ماشين‌ هاي‌ لازم‌ ولوازم‌ ارتباطي‌ و غيره‌ انجام‌ گرفت‌.  درماه‌ مه‌ 1914 ميلادي‌ يعني‌ درست‌ دو ماه‌ پيش‌ از جنگ‌ جهاني‌ اول‌ كارهاي‌ ساختماني‌ راه‌آهن‌ آذربايجان‌آغاز شد. با شروع‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌ و ورود دولت‌ عثماني‌ به‌ جنگ‌ و اتحاد امپراتوري‌ آلمان‌ در ماه ‌دسامبر 1914 قشون‌ تركهاي‌ عثماني‌ داخل‌ آذربايجان‌ شد و در ماه‌ ژانويه‌ 1915 وارد تبريز گرديده‌ وخطآهن‌ آذربايجان‌ را تا مرند اشتغال‌ كردند.

مشخصات‌ فني‌ راه‌آهن‌ قديم‌ آذربايجان‌

عرض‌ راه‌آهن‌ جلفا به‌ تبريز و بندر شرفخانه‌ به‌ تبريز هم‌ عرض‌ راه‌آهن‌ روسيه‌ (1524) ميليمترسازنده‌ اين‌ خط مهندس‌ آناتول‌ ترسكينشكي‌ روسي‌ بود كه‌ پس‌ از انقلاب‌ روسيه‌ به‌ تابعيت‌ ايران‌ در آمد و در ساختن‌ راه‌آهن‌ ايران‌ همكاري‌هاي‌ مؤثري‌ نمود .

از منتهي‌اليه‌ پل‌ فلزي‌ شركت‌ راه‌آهن‌ جلفا به‌ تبريز تا محور ايستگاه‌ تبريز (واغزال‌ ) طول‌ راه‌آهن‌مزبور 147 كيلومتر و 412 متر است‌ هنگامي‌ كه‌ راه‌آهن‌ جلفا به‌ تبريز را مي‌ساختند چون‌ بين‌ جلفاي‌روس‌ و رود ارس‌ يعني‌ تا اوايل‌ پل‌ فلزي‌ راه‌ آهني‌ وجود نداشت‌ شركت‌ جلفا به‌ تبريز ناگزير شد. اين‌فاصله‌ را هم‌ كه‌ طول‌ آن‌ يك‌ كيلومتر و 477 متر بود به‌ هزينه‌ خود راه‌ آهن‌ ساخته‌ و خط را به‌ راه‌ آهن‌ روسيه‌ اتصال‌ دهد.  درازاي‌ راه‌آهن‌ جلفا به‌ تبريز بدون‌ راه‌آهني‌ كه‌ بين‌ رود ارس‌ و جلفاي‌ روس‌ واقع‌ است‌ به ‌انضمام‌ دو راهه‌ درياچه‌ اروميه‌ بالغ‌ بر 202 كيلومتر و 706 متر مي‌باشد .

خط فرعي‌ ايستگاهها از جلفا به‌ تبريز در حدود 18/755 كيلومتر بوده‌ خط اصلي‌ راه‌آهن‌ جلفا به‌تبريز داراي‌ 9 ايستگاه‌ و 10 توفقگاه‌ و نيم‌ ايستگاه‌ مي‌باشد. پل‌ فلزي‌ رودخانه‌ ارس‌ در مرز ايران‌ داراي‌ يك‌ دهانه‌ بطول‌ 106/67 متر است‌. كه‌ فاصله‌ ميان‌ دو پايه‌ آن‌ بطول‌ 109/20 متر مي‌باشد. عرض‌ پل‌ شش‌متر است‌. خيز طاق‌ پل‌ به‌ بلندي‌ 16/20 متر و وزن‌ آن‌ 598/850 تن‌ مي‌باشد. راه‌آهن‌ آذربايجان‌ طبق‌پيمان‌ مورخه‌ 4 بهمن‌ 1291 شمسي‌ (24 ژانويه‌ 1913) كه‌ بين‌ حسن‌ وثوق‌الدوله‌ وزير امور خارجه ‌دولت‌ ايران‌ و بانك‌ استقراضی‌ روسيه‌ به‌ امضا رسيد. از طرف‌ ديگر دولت‌ روسيه‌ تزاري‌ ساخته‌ شد و پس‌از انقلاب‌ روسيه‌ و روي‌ كارآمدن‌ دولت‌ شوروي‌ سوسياليستي‌ مطابق‌ پيمان‌ مورخه‌ 1299 شمسي‌(فوريه‌ 1921) تمام‌ تاسيسات‌ آن‌ به‌ دولت‌ ايران‌ واگذار گرديد. واز آن‌ پس‌ اداره‌ آن‌ بعهده‌ وزارت‌ راه ‌سپرده‌ شد. عرض‌ خط اين‌ راه‌آهن‌ 1524 ميليمتر. مطابق‌ عرض‌ خطوط روسيه‌ بود كه‌ از عرض‌ خط سراسري‌ ايران‌ 89 ميليمتر عريض‌تر است‌. بعداًعرض‌ راه ‌آهن‌ آذربايجان‌ برابر با عرض‌ بين‌المللي‌راه ‌آهن‌ ايران‌ شد.  در طول‌ خطوط اصلي‌ و فرعي‌ راه‌آهن‌ آذربايجان‌ تا پيوستن‌ آن‌ به‌ خط راه ‌آهن ‌سرتاسري‌ ايران‌ جمعاً در حدود 750 طاق‌ پل‌ آبرو دارد. مهمترين‌ آنها پل‌ آهني‌ ارس‌ واقع‌ در جلفا در147 كيلومتري‌ كه‌ طول‌ آن‌ 106 متر و عرض‌ آن‌ 6 متر است‌. راه‌آهن‌ آذربايجان‌ در طول‌ خطوط خود درمحور تبريز ـ مرند جلفا فقط داراي‌ يك‌ تونل‌ مي‌باشد كه‌ در كيلومتر 123 واقع‌ گرديده‌ و طول‌ آن‌124/85 متر است‌.

در سال‌ 1336 دولت‌ ايران‌ راه‌آهني‌ را كه‌ سابقٹ از طرف‌ روسهاي‌ تزاري‌ از جلفا به‌ تبريز از تبريز به‌صوفيان‌ و شرفخانه‌ كشيده‌ شده‌ و عرض‌ آن‌ بيش‌ از راه‌آهن‌ معمولي‌ بود. بر چيده‌ شد و از نواره‌ آهني‌ به‌عرض‌ معمولي‌ و بين‌المللي‌ راه‌آهن‌ ايران‌ يعني‌ 1435 ميليمتر و طول‌ آن‌ 146 كيلومتر از جلفا به‌ تبريزكشيده‌ شده‌ است‌. راه‌آهن‌ تبريز به‌ جلفا داراي‌ 9 ايستگاه‌ است‌ و از شهرهاي‌ صوفيان‌ مرند ـ هاديشهرعبور مي‌كند.

 

منابع مورد جستجو :      1    2    3   4    5     6

این هم یک وبلاگ جدید از هادیشهر 

+ نوشته شده در  88/02/03ساعت 21:11  توسط حیدر صادقی  | 



شناسایی دو گونه جدید زاغ در ارسباران/قره داغ
دو گونه جدید از پرندگان زاغ ، برای اولین بار در کشور در منطقه حفاظت شده ارسباران (قره داغ ) شناسایی شد .
منصور صفرزاده مسئول روابط عمومی اداره کل محیطزیست آذر بایجان شرقی ضمن اعلام این مطالب گفت : یکی از این پرندگان (( زاغی بیان )) به طول ۳۳ سانتی متر است که ماگ پیه آزوروینقد (1) نام دارد و دارای دو جمعیت اروپائی و آسیایی جدا از هم هستند .
جمعيت اروپايي اين پرنده در نواحي پرتغال و اسپانيا و نوع آسيايي آن در ژاپن و مغولستان و كره پراكنده هستند. صفرزاده تصريح كرد: در تير ماه امسال 4 قطعه از اين نوع زاغ در منطقه ي آينالي (محل قرنطينه ي مارال) مشاهده و عكس برداري شده است .
گونه ي دوم زاغ خالدار يا هات کراکچر ( 2 ) که در مناطق اروپای مرکزی و شرقی تا کامچاتا و سیبری ، زاد آوری دارد . زاغ خالدار یک جمعیت ایزوله در در آسياي مركزي شنتاخته مي شود و اولين بار ، توسط پرويز بختياري در مارس 2005 ميلادي در جنگلهاي فومن مشاهده شده و اين دومين مشاهده از زاغ خالدار است كه به تعداد يك قطعه در تير ماه سالجاري در ارسباران حوزه ي سر محيط باني ((وينق)) مشاهده شده است .

magpie azur winged)1 )
hut cracker) 2 )
منبع :
انجمن حمایت از ارسباران
+ نوشته شده در  88/02/02ساعت 20:26  توسط حیدر صادقی  |